مقاله محوری افراطی؛ وقتی تعداد مقاله ها از تعداد مسئله ها بیشتر می شود

28 تیر 1405 - خواندن 3 دقیقه - 16 بازدید

مقاله محوری افراطی؛ وقتی تعداد مقاله ها از تعداد مسئله ها بیشتر می شود

سال هاست در مدرسه، دانشگاه و فضای پژوهش رفت وآمد می کنم. هرچه جلوتر آمده ام، بیشتر احساس کرده ام که گاهی در آموزش عالی، «مقاله» از «مسئله» مهم تر شده است.

بارها دانشجویانی را دیده ام که هنوز نمی دانند چگونه یک مسئله واقعی را تحلیل کنند، اما به خوبی می دانند برای چاپ مقاله در فلان مجله چه قالبی را باید رعایت کنند. پژوهشگرانی را دیده ام که تعداد مقالاتشان هر سال بیشتر می شود، اما اگر از آن ها بپرسید آخرین باری که پژوهششان کدام گره از جامعه، صنعت یا نظام آموزشی را باز کرده است، پاسخ روشنی ندارند.

این نقد، نقد پژوهش نیست؛ اتفاقا باور دارم هیچ جامعه ای بدون پژوهش رشد نمی کند. مسئله آنجاست که گاهی پژوهش از یک «مسیر کشف» به یک «امتیاز اداری» تبدیل می شود. مقاله دیگر پایان یک فرایند حل مسئله نیست؛ خودش به هدف تبدیل می شود.

به عنوان یک مدیر مدرسه، همیشه از خودم پرسیده ام چرا برای ساده ترین مسائل آموزشی، از افت انگیزه دانش آموزان گرفته تا شکاف میان مدرسه و خانواده، این همه مقاله وجود دارد اما هنوز بسیاری از همان مسائل پابرجاست؟ اگر پژوهش قرار است زندگی مردم را بهتر کند، چرا گاهی فقط به آمار پرونده های ارتقای مرتبه علمی اضافه می شود؟

در دوره دکتری نیز این دغدغه برایم پررنگ تر شد. گاهی احساس می کنم دانشگاه ها بیش از آنکه پژوهشگر تربیت کنند، «تولیدکننده مقاله» تربیت می کنند. دانشجو از همان ابتدای ورود یاد می گیرد که چند مقاله لازم دارد، کدام مجله امتیاز بیشتری دارد و چگونه رزومه خود را تقویت کند؛ اما کمتر کسی از او می پرسد: «مسئله ای که می خواهی حل کنی چیست؟»

نتیجه چنین نگاهی، انبوهی از مقاله هایی است که شاید از نظر روش شناسی دقیق باشند، اما اثر اجتماعی محدودی داشته باشند. کتابخانه ها و پایگاه های علمی هر روز غنی تر می شوند، اما مدرسه، صنعت، محیط زیست، نظام سلامت یا مدیریت شهری الزاما بهره بیشتری از این انباشت دانش نمی برند.

به گمان من، آموزش عالی امروز بیش از هر زمان دیگری به تغییر معیارهای موفقیت نیاز دارد. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «چند مقاله منتشر کرده ای؟» بپرسیم «کدام مسئله را حل کرده ای؟» شاید لازم باشد ارزش یک پژوهش نه با ضریب تاثیر مجله، بلکه با میزان تاثیر آن بر زندگی انسان ها سنجیده شود.

من هنوز به پژوهش ایمان دارم؛ اما به پژوهشی که از دل یک مسئله واقعی آغاز شود، در تعامل با جامعه شکل بگیرد و به تغییری هرچند کوچک در زندگی مردم بینجامد. اگر دانشگاه بتواند چنین مسیری را دنبال کند، مقاله دوباره به جایگاه واقعی خود بازخواهد گشت؛ نه به عنوان هدف نهایی، بلکه به عنوان روایت علمی یک مسئله که فهمیده، تحلیل شده و برای آن راه حلی ارائه شده است.

شاید بزرگ ترین تحول آموزش عالی در سال های آینده، کاهش تعداد مقاله ها نباشد؛ بلکه افزایش تعداد مسئله هایی باشد که واقعا حل می شوند. آن روز، مقاله دیگر یک عدد در رزومه نخواهد بود؛ بلکه سندی از مسئولیت پذیری دانشگاه در برابر جامعه خواهد شد.