انبساط ادراک

1 تیر 1405 - خواندن 2 دقیقه - 27 بازدید



[مولانا جلال الدین محمد بلخی]

گل خندان که نخندد چه کند - علم از مشک نبندد چه کند

نار خندان که دهان بگشادست - چونک در پوست نگنجد چه کند

مه تابان بجز از خوبی و ناز - چه نماید چه پسندد چه کند

آفتاب ار ندهد تابش و نور - پس بدین نادرهگنبد چه کند

سایه چون طلعت خورشید بدید - نکند سجده نخنبد چه کند

عاشق از بوی خوش پیرهنت - پیرهن را ندراند چه کند

تن مرده که برو برگذری - نشود زنده نجنبد چه کند

دلم از چنگ غمت گشت چو چنگ - نخروشد نترنگد چه کند

شیر حق شاه صلاحالدینست - نکند صید و نغرد چه کند.(1)

***

[غلامحسین ابراهیمی دینانی]

از نظر مولانا، عالم منبسط است. حق تعالی، چون به ذات خود مبتهج بود، خود این ابتهاج سبب شد که آفرینش را به وجود بیاورد و در آفرینش ظهور پیدا کند.(2)

***

[یزدانپناه عسکری]

ملکه تعقل اعمال کامل انسان، در عالم منبسط نمود ابتهاج و شادی و خوشرویی در تکامل است.

________________________________

1 - مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی)، دیوان کبیر شمس، 1جلد، طلایه - تهران، چاپ: اول، 1384. صفحه 339 غزل 835

2 - شعاع شمس، غزلیات شمس تبریزی به روایت دکتر دینانی، جلد دوم ، کریم فیضی، تهران: اطلاعات 1391. صفحه 421