انبساط ادراک

[مولانا جلال الدین محمد بلخی]
گل خندان که نخندد چه کند - علم از مشک نبندد چه کند
نار خندان که دهان بگشادست - چونک در پوست نگنجد چه کند
مه تابان بجز از خوبی و ناز - چه نماید چه پسندد چه کند
آفتاب ار ندهد تابش و نور - پس بدین نادرهگنبد چه کند
سایه چون طلعت خورشید بدید - نکند سجده نخنبد چه کند
عاشق از بوی خوش پیرهنت - پیرهن را ندراند چه کند
تن مرده که برو برگذری - نشود زنده نجنبد چه کند
دلم از چنگ غمت گشت چو چنگ - نخروشد نترنگد چه کند
شیر حق شاه صلاحالدینست - نکند صید و نغرد چه کند.(1)
***
[غلامحسین ابراهیمی دینانی]
از نظر مولانا، عالم منبسط است. حق تعالی، چون به ذات خود مبتهج بود، خود این ابتهاج سبب شد که آفرینش را به وجود بیاورد و در آفرینش ظهور پیدا کند.(2)
***
[یزدانپناه عسکری]
ملکه تعقل اعمال کامل انسان، در عالم منبسط نمود ابتهاج و شادی و خوشرویی در تکامل است.
________________________________
1 - مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی)، دیوان کبیر شمس، 1جلد، طلایه - تهران، چاپ: اول، 1384. صفحه 339 غزل 835
2 - شعاع شمس، غزلیات شمس تبریزی به روایت دکتر دینانی، جلد دوم ، کریم فیضی، تهران: اطلاعات 1391. صفحه 421
