پیامدهای فرهنگی تبدیل سینما از یک سرگرمی عمومی به یک کالای لوکس

10 تیر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 47 بازدید




سینما زمانی یکی از عمومی ترین و در دسترس ترین شکل های تجربه فرهنگی بود. فضایی که در آن خانواده ها، جوانان، طبقات مختلف اجتماعی و حتی کسانی که توان مالی محدودی داشتند می توانستند با کمترین هزینه در کنار یکدیگر بنشینند و تجربه ای مشترک بسازند. اما در دهه اخیر، این تجربه عمومی به تدریج از دسترس بخش بزرگی از جامعه خارج شده و سینما به کالایی لوکس تبدیل شده است؛ کالایی که تنها گروهی محدود توانایی پرداخت هزینه های آن را دارند و همین تغییر، پیامدهای فرهنگی گسترده و عمیقی ایجاد کرده است. 

افزایش قیمت بلیت سینما معمولا تابعی از شرایط اقتصادی کلان است. زمانی که هزینه های تولید فیلم، دستمزد عوامل، تجهیزات فنی، تبلیغات، اجاره سالن ها و حتی هزینه های جانبی مانند انرژی و حمل ونقل افزایش می یابد، سینماها برای بقا ناچارند قیمت بلیت را بالا ببرند. این افزایش در دوره های تورمی نه تنها تدریجی نیست، بلکه جهشی و گاه چندبرابری است و همین امر باعث می شود طبقات متوسط و کم درآمد که پیش تر بخش اصلی مخاطبان سینما بودند، از چرخه مصرف فرهنگی حذف شوند. در چنین شرایطی، متاسفانه سینما از یک فضای عمومی به تجربه ای خاص برای قشری خاص تبدیل می شود. تجربه ای که مانند رستوران های گران قیمت، کنسرت های خاص یا سفرهای لوکس، تنها برای گروهی محدود قابل دسترس است. این تغییر، ماهیت اجتماعی سینما را دگرگون می کند، زیرا سینما همیشه بر پایه «تجربه مشترک» تعریف شده است؛ تجربه ای که حالا دیگر مشترک نیست و به جای آن، تجربه ای طبقاتی شکل گرفته است. 

پیامد نخست این تغییر، کاهش مشارکت فرهنگی است. وقتی بخش بزرگی از جامعه امکان حضور در سالن های سینما را ندارد، ارتباط آن ها با تولیدات فرهنگی رسمی کم رنگ می شود و شکاف فرهنگی عمیق تر می گردد. سینما که زمانی آینه ای از زندگی مردم بود، به تدریج به بازتاب دهنده زندگی گروهی خاص تبدیل می شود؛ گروهی که توانایی پرداخت هزینه های بالا را دارد و همین امر باعث می شود روایت های سینمایی از واقعیت عمومی فاصله بگیرند. پیامد دوم، تغییر جهت گیری تولیدات سینمایی است. وقتی مخاطب عمومی حذف می شود، فیلم سازان ناچارند برای جذب همان گروه محدود، به سمت ژانرها و روایت هایی بروند که برای طبقه برخوردار جذاب تر است. این یعنی کاهش تولید آثار اجتماعی، کاهش پرداختن به مسائل عمومی و افزایش فیلم هایی که بیشتر جنبه سرگرمی لوکس دارند تا بازتاب واقعیت اجتماعی. در نتیجه، سینما به جای آنکه نقش نقادانه ، روشنگرانه و اجتماعی خود را حفظ کند، به صنعتی تبدیل می شود که برای سلیقه خاص تولید می کند و این امر تنوع فرهنگی را کاهش می دهد. پیامد سوم، تضعیف نقش سینما به عنوان حافظه جمعی است. سینما همیشه یکی از ابزارهای شکل دهنده به خاطره مشترک بوده؛ فیلم هایی که همه دیده اند، درباره شان حرف زده اند و در ذهن جمعی ثبت شده اند. اما وقتی مخاطبان محدود می شوند، این حافظه مشترک از بین می رود و جای خود را به تجربه های فردی و خصوصی می دهد. دیگر فیلمی وجود ندارد که «همه» دیده باشند؛ دیگر گفت وگوهای عمومی درباره فیلم ها شکل نمی گیرد و سینما نقش خود را در ساختن زبان مشترک فرهنگی از دست می دهد. در دوران تورم شدید اقتصادی ، مخاطب طبیعی است که به سمت سرگرمی های کم هزینه تر مانند پلتفرم های خانگی، شبکه های اجتماعی و محتوای آنلاین برود. این تغییر رفتار، سینما را بیش ازپیش به کالایی لوکس تبدیل می کند؛ کالایی که تنها در مناسبت های خاص یا برای افراد خاص مصرف می شود. پلتفرم های خانگی با هزینه بسیار کمتر، تجربه ای قابل قبول ارائه می دهند و همین امر باعث می شود مخاطب احساس کند سینما دیگر ارزش هزینه کرد ندارد. این تغییر نه تنها اقتصادی، بلکه فرهنگی است؛ زیرا تجربه جمعی جای خود را به تجربه فردی می دهد و فرهنگ عمومی به تدریج تکه تکه می شود. تبدیل شدن سینما به کالای لوکس تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه مسئله ای فرهنگی است که بر کیفیت تولیدات، مشارکت اجتماعی، عدالت فرهنگی و حافظه جمعی تاثیر می گذارد. اگر قرار است سینما نقش تاریخی خود را حفظ کند، باید دوباره به تجربه ای عمومی و قابل دسترس برای همه تبدیل شود؛ تجربه ای که همه بتوانند در آن شریک باشند، نه فقط کسانی که توانایی پرداخت هزینه های بالا را دارند. 

بازگرداندن سینما به جایگاه عمومی خود نیازمند سیاست گذاری فرهنگی، حمایت اقتصادی، قیمت گذاری شناور، بسته های خانوادگی و تلاش برای حفظ مخاطب است؛ زیرا سینما تنها یک صنعت نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی جامعه است و حذف بخش بزرگی از مردم از این تجربه، به معنای حذف آن ها از مشارکت فرهنگی و گفت وگوی اجتماعی است.