انواع سبکهای رهبری: مزایا و معایب و کاربردها

11 تیر 1405 - خواندن 16 دقیقه - 33 بازدید

سبک های مختلف رهبری کدام اند؟


سبک ها و نظریه های گوناگونی برای رهبری وجود دارد که برخی از آن ها با یکدیگر هم پوشانی دارند. رهبران اغلب از طیفی از سبک های رهبری استفاده می کنند و یک رهبر موثر می داند که چگونه سبک خود را متناسب با موقعیت تغییر دهد. با این حال، معمولا یک سبک رهبری خاص دارند که در بیشتر مواقع از آن بهره می برند.

در اینجا به شش نوع رایج از رهبری می پردازیم، هرچند انواع دیگری نیز وجود دارند:

  • رهبری مربی گرا (Coaching)
  • رهبری تحول آفرین (Transformational)
  • رهبری خدمتگزار (Servant)
  • رهبری دموکراتیک (Democratic)
  • رهبری مقتدرانه (Authoritative)
  • رهبری استبدادی (Autocratic)

رهبری مربی گرا

رهبری مربی گرا بر نیازهای تیم تمرکز دارد و نقاط قوت و ضعف اعضای فردی و کل تیم را شناسایی می کند. این رویکرد به افراد جهت می دهد تا از نقاط قوت خود بهره ببرند و در زمینه های ضعیف تر پیشرفت کنند. رهبران مربی گرا متعهد هستند که از طریق هدایت و حمایت روشن، بهترین نتیجه را از هر فرد در تیم خود بگیرند. رهبر با افراد کار می کند تا به آن ها در شناسایی نقاط قوت و ضعفشان و درک چگونگی بهبود کمک کند.

رهبر باید از تیم خود در مسیر توسعه حمایت کند و به هر عضو بازخورد سازنده ای ارائه دهد تا عملکرد بهبود یابد. او باید با طرح سوالات راهنما، تیم را به یافتن راه حل برای مشکلات تشویق کند، نه اینکه خودش همه تصمیمات را بگیرد. با این کار، اعضای تیم احساس مشارکت و شنیده شدن می کنند و توانایی خود را در یافتن راه حل به تنهایی توسعه می دهند.


مزایای رهبری مربی گرا

  • اهداف روشن هستند و اعضای تیم می دانند چه انتظاری از آن ها می رود.
  • اعضای تیم از کار گروهی برای دستیابی به یک نتیجه مشترک لذت می برند.
  • ارتباط و همکاری موثر تشویق می شود.
  • نقاط ضعف شناسایی و افراد برای بهبود حمایت می شوند.
  • اعضای تیم احساس اعتماد و توانمندی می کنند که منجر به انگیزه و بهره وری بیشتر می شود.
  • سازمان استعدادها را پرورش می دهد و نیروی کار ماهری ایجاد می کند.

معایب رهبری مربی گرا 

  • اجرای موفقیت آمیز آن زمان بر است، زیرا شامل وقت گذاشتن به صورت فردی با همه اعضای تیم می شود.
  • رهبر باید مهارت و تجربه لازم را داشته باشد. او باید ارتباط گر موثری باشد تا بازخورد را به گونه ای مناسب ارائه دهد که اعضای تیم احساس تشویق به بهبود کنند، نه انتقاد و بی انگیزگی.
  • برخی تیم ها ممکن است تمایلی به همکاری به این شیوه یا داشتن چنین رهبری نداشته باشند. افراد ممکن است در برابر رهبری مربی گرا مقاومت کرده و ناهمکاری کنند که این امر می تواند برای کل تیم مشکل ساز شود.

رهبری تحول آفرین (Transformational Leadership)


رهبری تحول آفرین با رهبرانی مشخص می شود که کنترل را در دست گرفته و از طریق تاکید بر تغییر و تحول در افراد و سازمان ها بر دیگران تاثیر می گذارند. این رهبران با شناسایی نیازهای دیگران، ایجاد انگیزه برای موفقیت و توسعه روابط مبتنی بر اعتماد و مشارکت، آن ها را درگیر می کنند. این سبک رهبری مستلزم ارتباط قوی برای تشویق اعضای تیم به سرمایه گذاری در یک چشم انداز مشترک است. همانند رهبری مربی گرا، تمرکز بر افراد است، به گونه ای که پتانسیل هر فرد شناسایی شده و رهبر برای تحقق آن با آن ها همکاری می کند.


مزایای رهبری تحول آفرین


- سازمان نوآوری می کند و به سمت بهتر شدن تغییر می کند. افراد توسط رهبر برای سازگاری با تغییر و چالش های احتمالی هدایت می شوند.

- اعضای تیم احساس انگیزه و هدفمندی می کنند. آن ها چشم انداز روشنی را که رهبر تعیین کرده و نقش خود را در تحقق آن درک کرده و به آن باور دارند.

- افراد برای توسعه و رشد حرفه ای حمایت می شوند و مهارت ها و توانایی هایشان افزایش می یابد.

- روابط درون تیم ها و در سراسر سازمان به دلیل اعتمادی که به رهبر وجود دارد، قوی است.

- در نتیجه، عملکرد و بهره وری اغلب بهبود می یابد.


معایب رهبری تحول آفرین


- افراد ممکن است به دلیل فشار درک شده برای عملکرد، دچار فرسودگی شغلی و احساس کار زیاد شوند. اگر رهبر به شدت متعهد به سازمان باشد، اعضای تیم ممکن است احساس کنند باید با کار کردن ساعات نامعقول، همان سطح از تعهد را نشان دهند.

- اگر افراد انگیزه نداشته باشند یا رهبر دستاوردهای آن ها را به رسمیت نشناسد، ممکن است احساس نادیده گرفته شدن کنند.

- برخی اعضای تیم ممکن است به ساختار و حمایت بیشتری نسبت به رهبری از طریق الگوسازی نیاز داشته باشند.

- اگر رهبر در مورد وظایفی که باید انجام شوند شفاف سازی نکند، اعضای تیم ممکن است در مورد مسئولیت های خود سردرگم شوند که این امر می تواند منجر به کاهش بهره وری شود.

- اعضای تیم ممکن است نگرانی های خود را مطرح نکنند. از آنجا که رهبری تحول آفرین شامل ترویج یک ذهنیت مشترک است، ممکن است مسائل یا رویکردهای متفاوت شناسایی یا مطرح نشوند. افراد ممکن است با مطرح کردن نگرانی هایی که می تواند به عنوان مخالفت با ذهنیت مشترک تفسیر شود، راحت نباشند.

- برای رهبر، حفظ سطح بالایی از اشتیاق و مشارکت می تواند زمان بر و از نظر عاطفی خسته کننده باشد.



رهبری خدمتگزار (Servant Leadership)


این سبک رهبری از این ایده نشات می گیرد که رهبران به تیم خود خدمت می کنند. رهبر خدمتگزار به جای اعمال تمام قدرت توسط خود، این قدرت را با دیگران به اشتراک می گذارد، نیازهای آن ها را در اولویت قرار می دهد و از آن ها برای توسعه و عملکرد خوب حمایت می کند. رشد و رفاه تیم در راس تصمیم گیری ها قرار دارد.


رهبران خدمتگزار موفق باید توانایی گوش دادن، همدلی و خودآگاهی داشته باشند. رهبران خدمتگزار با الگوسازی پیشروی می کنند و برای کمک به تیم خود، حاضر به انجام هر کاری هستند که نیاز باشد. آن ها می کوشند همه اعضای تیم را در تصمیم گیری ها مشارکت دهند تا اطمینان حاصل شود که صدای همه شنیده می شود و تصمیماتی اتخاذ می کنند که به نفع افراد درگیر باشد.


مزایای رهبری خدمتگزار

- اعضای تیم به خلاقیت تشویق و برای به اشتراک گذاشتن ایده هایشان توانمند می شوند که منجر به فرآیندهای موثرتر و سرمایه گذاری بیشتر در سازمان می گردد.

- روابط کاری قوی درون تیم ها و یک محیط کاری پربار ایجاد می کند.

- تیم ها از الگوی تعیین شده توسط رهبر الهام گرفته و برای انجام بهترین کار خود احساس انگیزه می کنند.

- ارتباطات موثر است. رهبران وقت می گذارند تا به تیم خود گوش دهند و با در نظر گرفتن این موضوع اقدام کنند.

- در کنار هم، این مزایا فرهنگی مردم محور ایجاد می کند که منجر به کاهش جابجایی کارکنان می شود.


معایب رهبری خدمتگزار

- از آنجا که تمرکز اصلی بر اطمینان از خوشحالی و مشارکت اعضای تیم است، رهبران ممکن است کمتر سخت گیر باشند که این امر می تواند منجر به عدم تحقق اهداف شود.

- برخی افراد ممکن است به رهبری نیاز داشته باشند که آن ها را در قبال کارشان پاسخگو بداند تا بتوانند موثرترین عملکرد را داشته باشند.

- ممکن است رهبر به ویژه توسط کسانی که به سبک سنتی تر رهبری عادت دارند، ضعیف و فاقد اقتدار تلقی شود.

- برای رهبر، این نقش می تواند زمان بر باشد و برای موفقیت نیاز به تلاش زیادی داشته باشد.

- تصمیم گیری ها و پیشرفت ممکن است به دلیل نیاز به مشارکت افراد زیاد، کند باشد.

- در تیم ها یا سازمان های بزرگ تر، برقراری تماس مستقیم موثر و مکرر با هر یک از اعضای تیم دشوار است.


رهبری دموکراتیک (Democratic Leadership)

در رهبری دموکراتیک، اعضای تیم در تصمیم گیری نقش مشارکتی دارند. رهبر تصمیم نهایی را می گیرد یا تایید می کند، اما همه تشویق می شوند تا با ارائه نظرات خود در طول بحث ها مشارکت کنند. تمام اعضای تیم فرصت دارند تا نظر خود را مطرح کنند، زیرا می دانند که نقش مهمی در فرآیند تصمیم گیری ایفا می کنند.

رهبر علاوه بر نظارت بر تصمیم نهایی، باید تیم را هدایت و راهنمایی کند تا اطمینان حاصل شود که زمان خود را صرف برنامه ریزی تصمیماتی نمی کنند که عملی نیستند یا از هدف منحرف می شوند. رهبران باید این گفتگوها را تسهیل کرده و از تیم برای رسیدن به یک تصمیم مشترک حمایت کنند.


مزایای رهبری دموکراتیک

  • افراد برای مشارکت در فرآیند تصمیم گیری توانمند می شوند و احساس درگیری می کنند که می تواند رضایت شغلی آن ها را افزایش دهد.
  • کارکنان به خود و توانایی هایشان اعتماد دارند و از اشتراک گذاری ایده هایشان هراسی ندارند.
  • پیشنهادات بیشتری مطرح می شود که منجر به نوآوری و خلاقیت بیشتر می گردد.
  • تیم ها یاد می گیرند به یکدیگر گوش دهند و به نظرات ارزشمند یکدیگر احترام بگذارند. این امر احترام متقابل ایجاد کرده و کار تیمی موثرتری را تقویت می کند.
  • هنگامی که افراد با انگیزه و درگیر هستند، بهره وری افزایش می یابد.


معایب رهبری دموکراتیک

  • مشارکت افراد بیشتر در تصمیم گیری می تواند روند کار را کند کرده و باعث تاخیر شود.
  • اگر نظرات متفاوتی در یک تیم وجود داشته باشد، رسیدن به اجماعی که همه از آن راضی باشند می تواند چالش برانگیز باشد.
  • برخی از اعضای گروه ممکن است دانش لازم برای مشارکت در بحث های تصمیم گیری را نداشته باشند.
  • اگر ایده های مختلف زیادی برای بحث مطرح شوند، حفظ تمرکز روشن می تواند دشوار باشد. این امر می تواند منجر به سردرگمی شود، مگر اینکه رهبر بتواند تیم را در مسیر درست هدایت کند.
  • رهبران مسئولیت زیادی دارند که می تواند منجر به احساس غرق شدن در کار شود.
  • اگر تصمیمی گرفته شود که اعضای تیم آن را بهترین گزینه ندانند یا احساس کنند ایده هایشان به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است، ممکن است ناامید شوند.
  • کارکنان ممکن است انتظار داشته باشند در همه تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشند. این امر می تواند منجر به تعارض شود اگر آن ها درک نکنند چرا در برخی فرآیندهای تصمیم گیری شامل نمی شوند.

رهبری مقتدرانه (Authoritative Leadership)

رهبری مقتدرانه یک سبک عملی است که شامل تعیین اهداف و فرآیندها توسط رهبر و نظارت بر آن ها تا تکمیل می شود. رهبر مقتدر به جای صرفا دستور دادن، طرز فکر خود را توضیح داده و انتظارات را مدیریت می کند. در صورت موفقیت، یک رهبر مقتدر تصمیمات سریعی می گیرد که نتایج موثری به همراه دارد.

این نوع رهبر به عنوان یک مربی دیده می شود که اعضای تیم را راهنمایی و الهام می بخشد و آن ها را تشویق می کند تا برای دستیابی موفقیت آمیز به اهداف مشترک از او پیروی کنند. رهبر با شناخت کامل هر یک از اعضای تیم می تواند راهنمایی و حمایت متناسب با آن ها را برای ایجاد انگیزه در جهت موفقیت ارائه دهد.


مزایای رهبری مقتدرانه

  • اشتباهات کمتری رخ می دهد زیرا فرآیندها و قوانین به وضوح توسط رهبر تعریف شده اند.
  • فرآیندها و ساختار شفاف بهره وری را بهبود می بخشد.
  • رهبران می توانند به آینده نگاه کرده و یک چشم انداز عملی ارائه دهند.
  • کارکنان در نتیجه احساس انگیزه برای موفقیت و عملکرد خوب می کنند.
  • تصمیمات دشوار را می توان بدون نیاز به نظر کل تیم به سرعت اتخاذ کرد.
  • اعضای تیم توسط رهبر احساس حمایت و قدردانی می کنند.
  • این سبک رهبری در مواقعی که سازمان دستخوش تغییر یا عدم اطمینان قابل توجهی است، موثر است.

معایب رهبری مقتدرانه

  • خطر ریزمدیریت (Micro-management) توسط رهبر وجود دارد که می تواند باعث شود افراد احساس کنند مورد اعتماد نیستند یا از انجام کار اشتباه می ترسند.
  • رهبران ممکن است سلطه جو شوند و باعث شوند تیم ها از کار خود فاصله گرفته و اشتیاق خود را نسبت به چشم انداز از دست بدهند.
  • اگر رهبر مجبور باشد همیشه به عنوان یک الگو دیده شود، فشار زیادی بر او وارد می شود.
  • شکست در پروژه ها یا فرآیندها بر عهده رهبر است که باید پاسخگویی را بپذیرد.

رهبری استبدادی (Autocratic Leadership)
  • رهبری استبدادی که با نام اقتدارگرا نیز شناخته می شود، از رویکرد بالا به پایین در فرآیندهای تصمیم گیری پیروی می کند. رهبر بر اساس افکار و ایده های خود تصمیم می گیرد و دیگران در سازمان مشارکت محدودی دارند. انتظار می رود اعضای تیم از دستورالعمل هایی که رهبر استبدادی به آن ها می دهد پیروی کنند و فضای کمی برای بحث وجود دارد. قدرت در دست رهبر است و به هیچ وجه بین اعضای تیم توزیع نمی شود.
  • این سبک رهبری امروزه کمتر در سازمان ها استفاده می شود، هرچند ممکن است در برخی موقعیت ها مناسب باشد؛ مثلا زمانی که نیاز به اتخاذ یک تصمیم حیاتی فوری باشد.


  • مزایای رهبری استبدادی
  • - اعضای تیم دستورالعمل های روشنی دریافت می کنند و نحوه انجام وظایف را می دانند.
  • - نتایج به موقع و با استاندارد بالا تحویل داده می شوند.
  • - محیط های کاری بسیار ساختاریافته هستند و همه می دانند از آن ها و دیگران چه انتظاری می رود.
  • - برای اعضای تیم، فشار در موقعیت های استرس زا کاهش می یابد.
  • - رهبر جهت گیری روشنی برای سازمان فراهم می کند.

  • معایب رهبری استبدادی


  • - اعضای تیم از اشتراک گذاری ایده هایشان منصرف می شوند و در تصمیم گیری ها نظری ندارند.
  • - روحیه در تیم و سازمان می تواند پایین باشد. برخی ممکن است از صحبت کردن درباره شیوه های رهبری ضعیف هراس داشته باشند.
  • - خلاقیت و نوآوری سرکوب می شود. افراد ممکن است احساس کنند ارزشمند نیستند یا نمی توانند رشد حرفه ای داشته باشند. دیدگاه ها و ایده های جدید که می توانند برای کسب وکار بسیار مفید باشند، به اشتراک گذاشته نمی شوند.
  • - رهبر ممکن است تحت فشار شدیدی باشد، زیرا خود را مسئول همه چیز می داند.
  • - ممکن است تنش و تعارض در محیط کار وجود داشته باشد.
  • - روحیه می تواند پایین باشد. اگر اعضای تیم در کار احساس رضایت نکنند، ممکن است بی انگیزه شده و عملکرد ضعیفی داشته باشند یا به دنبال شغل دیگری بگردند.

بهترین سبک رهبری کدام است؟

  • تحقیقات کرت لوین و تیمش در سال ۱۹۳۹ سه سبک اصلی رهبری را تعریف کردند: استبدادی (اقتدارگرا)، دموکراتیک (مشارکتی) و تفویضی (laissez-faire). مطالعه لوین، رهبری دموکراتیک را معمولا موثرترین سبک رهبری شناسایی کرد. رهبران دموکراتیک ضمن ارائه راهنمایی و داشتن حق رای نهایی در تصمیم گیری ها، از مشارکت اعضای تیم استقبال می کنند. این امر اعضای تیم را توانمند کرده و به مشارکت در ایده های خلاقانه و ایفای نقش کلیدی در فرآیندها تشویق می کند که اغلب منجر به رضایت شغلی بالاتر می شود.

  • امروزه، بیشتر نظریه پردازان استدلال می کنند که مهم است بدانیم هیچ سبک رهبری واحدی وجود ندارد که در همه سازمان ها و موقعیت ها بهترین عملکرد را داشته باشد. در عوض، یک رهبر قوی می داند که چگونه سبک رهبری خود را متناسب با شرایط تغییر دهد و مهارت های مختلفی را به کار گیرد تا بهترین نتیجه را برای تیم و وظیفه تضمین کند. به این کار «رهبری موقعیتی» (Situational Leadership) می گویند. رهبران موقعیتی می توانند نیازهای فردی را شناسایی و برآورده کنند، بین سبک های مختلف رهبری به طور موفقیت آمیز جابه جا شوند، اعتماد تیم خود را جلب کنند، مسائل را تحلیل کرده و به سمت راه حل هدایت کنند و بدانند چگونه با بازخورد از افراد حمایت کنند.


  • با این حال، در برخی محیط ها، یک نوع خاص از سبک رهبری احتمالا موفق تر از سایرین خواهد بود. اگر به عنوان معلم در مدرسه کار می کنید، ممکن است سبک رهبری تحول آفرین بهترین بازخورد را داشته باشد. با استفاده از این سبک می توانید دانش آموزان خود را تشویق و الهام بخشید تا به پتانسیل کامل خود برسند. در حالی که برای درگیری های نظامی، یک رهبر استبدادی ممکن است مناسب ترین نوع برای کاهش فشار در موقعیت های استرس زا باشد.

  • برای اینکه بفهمید کدام سبک رهبری را باید اتخاذ کنید، باید در نظر بگیرید که چه می خواهید به دست آورید و شرایط سازمانی ای که در آن فعالیت می کنید چگونه است. همچنین باید شخصیت خود و نحوه رهبری فعلی تان بر تیم ها را در نظر بگیرید. با در نظر گرفتن این موارد، می توانید تعیین کنید که در حال حاضر از کدام سبک رهبری استفاده می کنید و چه چیزی را می خواهید تغییر داده و بهبود بخشید. از آنجا که سبک های رهبری متعددی وجود دارد و هیچ کدام برتر از دیگری نیست، می توانید آزمایش کنید و ببینید کدام یک بهترین نتایج را برای شما، تیم و سازمانتان به ارمغان می آورد.

  • تشخیص اینکه کدام سبک رهبری برای شما مناسب است، شما را قادر می سازد تا مهارت های خود را بیشتر توسعه دهید و به موثرترین رهبر ممکن تبدیل شوید. باید بدانید کدام سبک مناسب است و فعالانه از کسانی که رهبری می کنید بازخورد سازنده بخواهید تا بفهمید چه چیزی خوب کار می کند و چگونه می توانید بهبود یابید. رهبران موثر علاوه بر ایجاد موفقیت برای سازمان، تیم های خود را توسعه داده و بهبود می بخشند تا آن ها نیز به پتانسیل خود دست یابند.


گردآوری و ترجمه: دکتر محمد فروهر (مولف، مترجم و مدرس رفتارسازمانی) 


شماره تماس: 09120243627