معرفی کتاب دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران (همگرایی و واگرایی در جهان اسلام و تقابل با نظام سلطه)

1 مرداد 1405 - خواندن 8 دقیقه - 54 بازدید

کتاب «دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران (همگرایی و واگرایی در جهان اسلام و تقابل با نظام سلطه)» نوشته دکتر حشمت محمدی فر و دکتر علی مرادی بهمئی (1404)، اثری پژوهشی و راهبردی در حوزه روابط بین الملل، سیاست خارجی و مطالعات جهان اسلام است که توسط دانشگاه امام حسین (ع) منتشر شده است. این اثر با تمرکز بر مفهوم «دیپلماسی عمومی» در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی، تلاش می کند نسبت میان قدرت نرم، جهان اسلام، نظام سلطه و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را تبیین کند. نویسندگان با بهره گیری از مباحث نظری روابط بین الملل، اندیشه سیاسی اسلامی، دیدگاه های امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، کوشیده اند الگوی بومی و اسلامی دیپلماسی عمومی را در برابر الگوهای غربی ارائه دهند. کتاب در فضایی نوشته شده که تحولات فناوری های ارتباطی، گسترش شبکه های اجتماعی، افزایش نقش بازیگران غیردولتی و پیچیده تر شدن مناسبات جهانی، مفهوم دیپلماسی را از شکل سنتی به سمت دیپلماسی عمومی و شبکه ای سوق داده است.

در مقدمه کتاب، نویسندگان با اشاره به تحولات گسترده عرصه ارتباطات و اطلاعات در جهان معاصر، بر این نکته تاکید می کنند که قدرت در نظام بین الملل دیگر صرفا در اختیار دولت ها نیست و ملت ها، رسانه ها، نهادهای غیردولتی و شبکه های اجتماعی به بازیگران موثر در سیاست جهانی تبدیل شده اند. از این منظر، دیپلماسی عمومی به عنوان ابزار قدرت نرم اهمیت ویژه ای یافته است. نویسندگان با استناد به نظریات اندیشمندانی همچون جوزف نای، دیپلماسی عمومی را مبتنی بر ارتباطات راهبردی، تاثیرگذاری بر افکار عمومی و ایجاد روابط بلندمدت میان ملت ها می دانند. آنان معتقدند جمهوری اسلامی ایران به دلیل برخورداری از پیشینه تمدنی، هویت دینی و آرمان های فراملی انقلاب اسلامی، ظرفیت های کم نظیری برای بهره گیری از دیپلماسی عمومی در جهان اسلام دارد. در عین حال، کتاب تاکید می کند که جمهوری اسلامی در برابر «نظام سلطه» و جنگ روایت ها قرار گرفته و برای مقابله با این وضعیت، نیازمند طراحی الگویی فعال، هوشمند و تهاجمی در حوزه دیپلماسی عمومی است.

فصل نخست کتاب با عنوان «مفاهیم و مباحث نظری» به بنیان های مفهومی و نظری دیپلماسی عمومی اختصاص دارد. در این فصل، ابتدا مفهوم دیپلماسی از منظر تاریخی و نظری بررسی شده و تحول آن از دیپلماسی سنتی و محرمانه به دیپلماسی عمومی و تعاملی توضیح داده می شود. نویسندگان نشان می دهند که چگونه تحولات قرن بیستم، ظهور بازیگران غیردولتی و توسعه رسانه ها باعث تغییر ماهیت دیپلماسی شده است. سپس مفهوم دیپلماسی عمومی از دیدگاه اندیشمندان و نهادهای غربی مورد بررسی قرار می گیرد و نظریات مرتبط با قدرت نرم، حوزه عمومی و ارتباطات بین المللی تحلیل می شود. نویسندگان ضمن بهره گیری از دیدگاه های متفکرانی چون یورگن هابرماس، ایتان گیلبوا، جوزف نای و جان میلسن، تلاش می کنند نشان دهند که دیپلماسی عمومی جدید بر گفت وگو، اقناع، شبکه سازی و تاثیر فرهنگی استوار است. همچنین در این فصل، شاخه های دیپلماسی عمومی نوین و بازیگران آن، از دولت ها گرفته تا رسانه ها، سازمان های مردم نهاد و نخبگان فرهنگی معرفی می شوند.

فصل دوم با عنوان «دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران» به بررسی ابعاد ایدئولوژیک، تمدنی و فراملی انقلاب اسلامی در حوزه سیاست خارجی می پردازد. نویسندگان در این بخش توضیح می دهند که انقلاب اسلامی ایران صرفا یک تحول سیاسی داخلی نبود، بلکه حرکتی فرهنگی و تمدنی با رسالت جهانی تلقی می شود. بر همین اساس، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز تنها بر منافع مادی و امنیتی استوار نیست، بلکه بر ارزش هایی همچون عدالت خواهی، مبارزه با سلطه، حمایت از مستضعفان و وحدت امت اسلامی تاکید دارد. در این فصل، بنیادهای نظری دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران بر اساس آموزه های اسلامی و قانون اساسی تحلیل می شود و نهادهای فعال در این حوزه معرفی می گردند. همچنین نویسندگان به تقابل جمهوری اسلامی با نظام سلطه به رهبری آمریکا و صهیونیسم پرداخته و معتقدند که جنگ نرم و رسانه ای غرب علیه ایران، ضرورت تقویت دیپلماسی عمومی را دوچندان کرده است. این فصل تلاش دارد نشان دهد که جمهوری اسلامی ایران برای اثرگذاری در جهان اسلام باید از ظرفیت های فرهنگی، رسانه ای، دینی و مردمی خود به صورت سازمان یافته و راهبردی استفاده کند.

فصل سوم کتاب با عنوان «همگرایی و واگرایی در جهان اسلام» یکی از مهم ترین بخش های اثر به شمار می رود؛ زیرا به بررسی چالش ها و فرصت های وحدت اسلامی می پردازد. نویسندگان ابتدا مفهوم وحدت و همگرایی در جهان اسلام را از منظر اندیشه اسلامی و دیدگاه های امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری تبیین می کنند. سپس عوامل وحدت بخش جهان اسلام همچون قرآن، پیامبر اسلام(ص)، آرمان فلسطین، هویت اسلامی مشترک و مقابله با استعمار و استکبار مورد بررسی قرار می گیرد. در ادامه، عوامل واگرایی نظیر قوم گرایی، فرقه گرایی، اختلافات مذهبی، دخالت قدرت های خارجی، افراط گرایی و رقابت های ژئوپلیتیکی تحلیل می شود. این فصل تاکید دارد که جمهوری اسلامی ایران برای موفقیت در دیپلماسی عمومی خود باید بر اشتراکات جهان اسلام تمرکز کند و از ورود به اختلافات تفرقه برانگیز پرهیز نماید. همچنین نویسندگان معتقدند که وحدت اسلامی نه تنها یک ضرورت اعتقادی، بلکه یک نیاز راهبردی برای مقابله با سلطه جهانی و دفاع از هویت مسلمانان است.

فصل چهارم با عنوان «سیاست های کلان راهبردی جمهوری اسلامی ایران در دیپلماسی عمومی» به تحلیل سیاست ها و راهبردهای جمهوری اسلامی در مواجهه با جهان اسلام و نظام سلطه اختصاص یافته است. در این فصل، سیاست های راهبردی جمهوری اسلامی بر اساس قانون اساسی، اندیشه امام خمینی(ره)، بیانات مقام معظم رهبری و سند چشم انداز بیست ساله بررسی می شود. نویسندگان تاکید می کنند که دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی باید ترکیبی از راهبردهای بینشی، گرایشی و رفتاری باشد. در بخش راهبردهای بینشی، بر تربیت نخبگان، تولید علوم انسانی اسلامی و احیای معارف اسلامی تاکید می شود. در حوزه راهبردهای گرایشی، تقویت هویت ایرانی- اسلامی، معنویت و روحیه مقاومت مطرح می گردد و در حوزه رفتاری، بر توسعه دیپلماسی فرهنگی، رسانه ای، اقتصادی و هوشمندسازی قدرت تاکید می شود. این فصل نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران دیپلماسی عمومی را نه صرفا یک ابزار تبلیغاتی، بلکه بخشی از راهبرد تمدنی و هویتی خود می داند.

فصل پنجم کتاب با عنوان «عوامل تاثیرگذار درونی و بیرونی در دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی» رویکردی آسیب شناسانه و آینده پژوهانه دارد. نویسندگان در این فصل، قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران را در قالب نوعی تحلیل سوات بررسی می کنند. از جمله مهم ترین قوت های جمهوری اسلامی می توان به سرمایه عظیم فرهنگی و دینی، ظرفیت های تمدنی ایران، نفوذ معنوی انقلاب اسلامی و گفتمان مقاومت اشاره کرد. در مقابل، ضعف هایی همچون ناهماهنگی نهادی، ضعف در تولید محتوای رسانه ای جهانی، کمبود برنامه ریزی بلندمدت و محدودیت در استفاده از ظرفیت های مردمی مورد توجه قرار می گیرد. همچنین فرصت هایی مانند بیداری اسلامی، گسترش رسانه های نوین و افول مشروعیت نظام سلطه مطرح می شود و در برابر آن، تهدیدهایی همچون اسلام هراسی، جنگ شناختی، تحریم ها و شبکه گسترده رسانه ای غرب تحلیل می گردد. نویسندگان در پایان این فصل، اولویت های راهبردی جمهوری اسلامی را در عرصه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای ارتقای دیپلماسی عمومی تبیین می کنند.

در جمع بندی نهایی، کتاب «دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران» را می توان تلاشی برای تدوین چارچوب نظری و عملی دیپلماسی عمومی بر اساس مبانی انقلاب اسلامی دانست. این اثر نشان می دهد که در جهان معاصر، قدرت تنها به ابزارهای نظامی و اقتصادی محدود نیست، بلکه مشروعیت فرهنگی، توان اقناع افکار عمومی و قدرت شبکه سازی اجتماعی اهمیت فزاینده ای یافته است. نویسندگان معتقدند جمهوری اسلامی ایران برای حفظ و گسترش نفوذ خود در جهان اسلام، ناگزیر از بهره گیری فعال و هوشمندانه از دیپلماسی عمومی است. از نگاه آنان، موفقیت در این عرصه مستلزم ترکیب قدرت نرم، هویت اسلامی، رسانه های نوین، کنشگری مردمی و راهبردهای تمدنی است. کتاب از این جهت، هم اثری نظری در حوزه روابط بین الملل اسلامی به شمار می رود و هم متنی راهبردی برای سیاست گذاران، پژوهشگران و دانشجویان حوزه سیاست خارجی و مطالعات جهان اسلام محسوب می شود.