پاسخ جالب سید مرتضی علم الهدی به اشکال ابوالعلاء معری در مورد قطع دست دزد

1 مرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 14 بازدید

بسم الله الرحمن الرحیم


ابوالعلاء معری که از بزرگ ترین شاعران، اندیشمندان و فیلسوفان زبان عربی در دوره عباسی بود با اینکه در حدود چهارسالگی بر اثر بیماری آبله نابینا شد ؛ ولی با حافظه ی خدادادی عجیبی که داشت و با تلاش و پشتکار خود قله های بلندی از علم و دانش را فتح کرد واز اعجوبه های روزگار به شمار می رود.

او که با سیدمرتضی علم الهدی هم عصر بوده مناظرات و محاوراتی باهم داشته اند. و نقل شده وقتی از ابوالعلاء در مورد سیدمرتضی پرسیدند ، او این دو شعر را در توصیف سید سرود :

یاسائلی عنه لما جئت اساله

الا هو الرجل العاری من العار

لوجئته لرایت الناس فی رجل

والدهر فی ساعه و الارض فی دار

یعنی ای کسی که از او می پرسی ، من خود اورا دیدم ، او مردی است که از هرعیب و ننگی مبرا و پیراسته است.

اگر نزد او می رفتی ، گویی همه مردم را دریک انسان (یعنی گویا همه ی فضایل انسانها در وجود او جمع شده است )، همه روز گار را در یک ساعت (یعنی در یک نشست کوتاه حاصل تجربه ی یک عمر را می توان از او آموخت) و همه زمین را در یک خانه می دیدی ( یعنی خانه ای او به اندازه سراسر جهان ، محل اجتماع علم وفضیلت است ). الاحتجاج ، ج2 ، ص506.

ابوالعلاء از باب اشکال و ایراد برحد اسلامی قطع دست دزد در قالب شعر می گوید :

ید بخمس مئین عسجد ودیت

ما بالها قطعت فی ربع دینار؟

«دستی که اگر کسی آن را از بین ببرد، باید پانصد دینار طلا دیه بپردازد، چگونه همان دست به خاطر دزدیدن یک چهارم دینار قطع می شود ؟».

او می خواهد بگوید که بین ارزش دست در دیه و مجازات قطع دست در دزدی ، تناسبی وجود ندارد.

سید مرتضی علم الهدی(ره) در پاسخ او این بیت را سرودند :

عز الامانه اغلاها وارخصها

ذل الخیانه فافهم حکمه الباری

«عزت امانتداری( و پای بندی به دستورات دینی)، ارزش آن دست را بالابرده است، و خواری خیانت ( و عدم پای بندی به دستورات دینی )، همان دست را بی ارزش ساخته است؛ پس حکمت پروردگار بدان .

با این توضیح که :

دیه، جبران خسارتی است که از جنایت بر یک انسان بی گناه نشات گرفته ؛ ازاین رو دست محترم و ارزش آن بسیار بالاست.

اما حد سرقت ، قیمت دست نیست ، بلکه مجازات خیانت به امنیت و اموال مردم است که توسط این دست صورت گرفته لذا حرمت و ارزش خود را از دست داده.

به تعبیر دیگر دستی که به امانتداری و حفظ حرمت دیگران پایبند باشد، ارزشمند است ؛ اما همین دست اگر به ابزار خیانت و سرقت تبدیل شود و شرایط کامل اجرای حد را داشته باشد، شارع مقدس برای حفظ امنیت جامعه، حکم قطع آن را مقرر کرده است.

بنابراین، بین دیه و حد سرقت موضوع مشترکی وجود ندارد تا تناقضی لازم آید؛ زیرا یکی جبران خسارت است (دیه) و دیگری مجازات کیفری برای تامین و حفظ نظم و امنیت اجتماعی ( حد دزدی ).

نتیجه اینکه :

هیچ یک از دستورات اسلام بدون حکمت و دلیل نیست ، وظیفه ی عالمان دینی است که با فراگیری علم و دانش و با تخصص و تعهد به تبیین و تفسیر معقول و منطقی آموزه های حیات بخش اسلام بپردازند و به شبهات و اشکالات در این حوزه پاسخ دهند.

همان کاری که عالمان ربانی و فقهای جامع نگر و زمان شناس در هر عصرو زمانی انجام داده اند و در برابر سیل اشکال و ایرادهای که از سوی مخالفین و معاندین اسلام نسبت به دستورات دین صورت می گیرد ؛ چون سد شکست ناپذیر قرار دارند و در دفاع از آموزه های انسان ساز و تعالیم حیات بخش اسلام گاهی با تبلیغ و ترویج آنها و گاهی با پاسخ دادن به اشکالات و شبهات در این باره ، نقش مرزبانی از حدود و ثغور دستورات دینی را ایفا می نمایند.