«پاتوق زیرزمینی ما»؛ جایی که رازها امنیت پیدا می کنند

«پاتوق زیرزمینی ما»؛ جایی که رازها امنیت پیدا می کنند
اگر تا حالا طوفان را از پشت پنجره ات تماشا کرده ای، می دانی که چقدر ترسناک است. اما چیزی که از آن بدتر است، روز بعدش است. وقتی از خانه بیرون می روی و می بینی درختان کنده شده اند، سقف ها ریخته اند، شیشه ها خرد شده اند و هیچ چیز شبیه به دیروز نیست. داستان «پاتوق زیرزمینی ما» دقیقا از همین نقطه شروع می شود. طوفان هرج و مرج به پا کرده، برق رفته، و مدرسه تعطیل شده. ایوان، جیسون، میچل و سی جی، چهار دوست کلاس هشتمی، تصمیم می گیرند از این فرصت استفاده کنند و به جنگل بروند تا پاتوق مخفی شان را که با وسایل دورریز ساخته اند، بررسی کنند. اما ایوان مجبور می شود ریکی را هم با خودش ببرد؛ پسری تازه وارد که هیچ دوستی ندارد و کسی حوصله اش را ندارد. ریکی، آن غریبه ی تنها، همان کسی است که قرار است همه چیز را تغییر بدهد.
وقتی پسرها به پاتوقشان می رسند، با صحنه ای ویران کننده روبرو می شوند: طوفان هر چه ساخته بودند را نابود کرده. اما در همین لحظه، ریکی چیزی عجیب پیدا می کند؛ یک پناهگاه زیرزمینی که سال ها زیر خاک پنهان بوده و طوفان آن را از دل زمین بیرون کشیده است. پسرها با ترس و کنجکاوی وارد می شوند و با چشمانی حیرت زده، دنیایی کاملا متفاوت را می بینند: پناهگاهی مجهز به آب، برق، غذاهای کنسروشده، ویدئو و فیلم های قدیمی. پناهگاهی که متعلق به یک کارخانه دار ثروتمند به نام بنت دیلامر بوده که در دوران جنگ سرد، برای فرار از حمله ی هسته ای ساخته است.
از آن لحظه به بعد، زندگی این پنج پسر برای همیشه تغییر می کند. آن ها سوگند می خورند که راز پناهگاه را پیش هیچ کس فاش نکنند و این مکان را به پاتوق مخفی خود تبدیل می کنند. جایی که می توانند از همه چیز فرار کنند؛ از مدرسه، از مشکلات خانواده، از قلدرها و از تمام چیزهایی که روی شانه هایشان سنگینی می کند.
چرا این کتاب را باید بخوانی؟
اولا، گوردون کورمن یکی از بهترین نویسنده های نوجوان در دنیاست. او بیش از صد کتاب نوشته و «پاتوق زیرزمینی ما» صدمین کتاب اوست. یعنی شما با یک نویسنده ی حرفه ای طرف هستید که می داند چطور داستانی بنویسد که تا صفحه ی آخر رهایتان نکند.
ثانیا، این کتاب فقط یک ماجراجویی نیست. زیر پوست داستان، چیزهای عمیق تری پنهان شده. هر کدام از این پسرها یک راز دارد؛ یک درد، یک ترس، یک مشکل بزرگ که هیچ کس از آن خبر ندارد. پناهگاه برای آن ها فقط یک مکان فیزیکی نیست؛ یک پناهگاه روحی است. جایی که می توانند خودشان باشند، بدون قضاوت شدن. اما آیا رازی که این قدر بزرگ است، می تواند برای همیشه پنهان بماند؟
کورمن با قلمی طنزآمیز و در عین حال عمیق، نشان می دهد که دوستی یعنی چه. اینکه وقتی همه ی درها به رویت بسته می شود، یک دوست می تواند پنجره ای جدید باز کند. اینکه گاهی قوی ترین کاری که می توانی انجام بدهی، این است که کمک بخواهی.
هر فصل از این کتاب توسط یکی از پسرها روایت می شود. یعنی تو داستان را از پنج زاویه ی دید مختلف می بینی. این یکی از جذاب ترین بخش های کتاب است، چون باعث می شود با شخصیت ها بیشتر ارتباط برقرار کنی و بفهمی هرکدام چه فکری در سر دارند. بعضی ها جدی اند، بعضی شوخ، بعضی ترسو و بعضی شجاع. اما همه ی آن ها واقعی اند، درست مثل خودمان.
در نهایت...
«پاتوق زیرزمینی ما» فقط یک داستان نیست؛ یک تجربه است. تجربه ی پیدا کردن یک جای امن، تجربه ی رازداری، تجربه ی دوستی های ناب و تجربه ی این که گاهی برای پیدا کردن راه درست، باید از زیرزمین تاریک بیرون بیایی و به نور خورشید نگاه کنی.
شاید پناهگاه زیرزمینی دیلامر در نهایت کشف بشود، شاید رازها فاش شوند، اما چیزی که باقی می ماند، دوستی ای است که در دل آن پناهگاه شکل گرفته. و این، ارزشمندترین گنجی است که می توان پیدا کرد.
پس اگر آماده ی یک ماجراجویی پر از خنده، هیجان و درس های ناب هستی، این کتاب منتظر توست.
منبع:
کورمن ،گوردون (1403) پاتوق زیرزمینی ما،ترجمه ی جواد احمدی پیرمراد،تهران: دوک.