نکات کنکوری حقوق دریاها
مهم و کنکوری حقوق دریاها (ارشد و دکتری)
حقوق دریاها یکی از شاخههای مهم حقوق بینالملل عمومی است. منبع اصلی و «قانون اساسی دریاها»، کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (مونتگو بی، جامائیکا) است. در ادامه مطالب را بهصورت طبقهبندیشده و تستی مرور میکنیم.
۱) منابع و سلسلهمراتب
کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها → اصلیترین منبع (لازمالاجرا از ۱۹۹۴)
کنوانسیونهای چهارگانه ژنو ۱۹۵۸ (دریای سرزمینی و منطقه نظارت، دریای آزاد، فلات قاره، ماهیگیری و حفاظت منابع زنده دریای آزاد)
عرف بینالمللی
آرای دیوان بینالمللی دادگستری و دیوان بینالمللی حقوق دریاها (ITLOS)
اصول کلی حقوقی
نکته: کنوانسیون ۱۹۸۲ در واقع تلفیق و تکمیل کنوانسیونهای ۱۹۵۸ و عرف موجود است.
۲) اعداد طلایی (بسیار مهم برای تست)
مفهوم مقدار
یک مایل دریایی ۱۸۵۲ متر
دریای سرزمینی حداکثر ۱۲ مایل از خط مبدا
منطقه نظارت (مجاورت) حداکثر ۲۴ مایل
منطقه انحصاری اقتصادی (EEZ) حداکثر ۲۰۰ مایل
فلات قاره حداقل ۲۰۰ مایل؛ حداکثر ۳۵۰ مایل (یا ۱۰۰ مایل از خط همعمق ۲۵۰۰ متری)
دریای آزاد فراتر از ۲۰۰ مایل (ستون آب)
منطقه (بستر عمیق دریا) بستر و زیربستر فراتر از فلات قاره → میراث مشترک بشریت
۳) خط مبدا (Baseline)
خط مبدا عادی: خط پستترین جزر (پایینترین خط آب در هنگام جزر).
خط مبدا مستقیم: اتصال نقاط مشخص ساحل؛ فقط در سواحلی که بریدگیهای عمیق دارند یا جزایر در نزدیکی ساحل قرار دارند.
منشا این قاعده: قضیه ماهیگیری انگلیس علیه نروژ (۱۹۵۱) — دیوان خطوط مبدا مستقیم نروژ را معتبر دانست.
از خط مبدا است که دریای سرزمینی، منطقه نظارت و EEZ اندازهگیری میشود.
۴) آبهای داخلی (Internal Waters)
آبهای سمت خشکی خط مبدا (خلیجهای داخلی، بنادر، مصب رودخانهها).
حاکمیت کامل و مطلق دولت ساحلی؛ اصولا حق عبور بیضرر وجود ندارد.
استثنا: اگر خط مبدا مستقیم، آبهایی را که قبلا دریای سرزمینی یا دریای آزاد بودهاند محصور کند، حق عبور بیضرر باقی میماند.
خلیج: بریدگی مشخص ساحل؛ دهانه آن حداکثر ۲۴ مایل؛ خلیج تاریخی مستثناست (مثلا خلیجها).
۵) دریای سرزمینی (Territorial Sea)
حداکثر ۱۲ مایل از خط مبدا.
دولت ساحلی حاکمیت دارد، اما محدود به حق عبور بیضرر کشتیهای خارجی.
عبور بیضرر (Innocent Passage):
عبور باید مستمر و سریع باشد؛ توقف فقط در موارد اضطراری، کمکرسانی، یا خطر.
عبور نباید مخل صلح، نظم عمومی یا امنیت دولت ساحلی باشد.
زیردریاییها باید روی سطح آب حرکت کنند و پرچم نشان دهند.
کشتیهای جنگی خارجی هم اصولا حق عبور بیضرر دارند (تایید شده در قضیه کانال کورفو).
دولت ساحلی میتواند عبور بیضرر را موقتا تعلیق کند (در صورت ضرورت امنیتی و بدون تبعیض).
۶) منطقه نظارت / مجاورت (Contiguous Zone)
حداکثر ۲۴ مایل از خط مبدا (یعنی ۱۲ مایل فراتر از دریای سرزمینی).
دولت ساحلی حاکمیت ندارد؛ فقط اختیارات کنترلی محدود برای جلوگیری از نقض قوانین:
گمرکی، مالی، بهداشتی، مهاجرتی.
۷) منطقه انحصاری اقتصادی (EEZ)
حداکثر ۲۰۰ مایل از خط مبدا.
دولت ساحلی دارای حقوق حاکمه (نه حاکمیت) بر:
منابع زنده و غیرزنده (ماهیگیری، نفت و گاز)
فعالیتهای اقتصادی مثل تولید انرژی از آب، جریان و باد
جزایر مصنوعی، تحقیقات علمی، حفاظت محیط زیست
سایر دولتها در EEZ دارای آزادیهای: کشتیرانی، پرواز، کابلگذاری و لولهگذاری هستند (به شرط رعایت قوانین دولت ساحلی).
دولت ساحلی در صورت عدم بهرهبرداری کامل از منابع زنده، باید مازاد را به سایر دولتها (بهویژه کشورهای محصور در خشکی و کشورهای در حال توسعه) بدهد.
۸) فلات قاره (Continental Shelf)
امتداد طبیعی خشکی زیر آب؛ از خط مبدا:
حداقل ۲۰۰ مایل
حداکثر ۳۵۰ مایل یا ۱۰۰ مایل از خط همعمق ۲۵۰۰ متری (در صورت امتداد طبیعی بیشتر).
حقوق دولت ساحلی صرفا بر بستر و زیربستر و منابع معدنی و موجودات غیرمتحرک (ساکن) است.
مهمترین تفاوت فلات قاره و EEZ:
EEZ شامل ستون آب + بستر + زیربستر است.
فلات قاره فقط بستر و زیربستر است.
ماهیهای شناگر و مهاجر جزء فلات قاره نیستند (جزء ستون آب/EEZ).
فلات قاره نیازی به اعلام رسمی ندارد و بهصورت طبیعی (ab initio) برای دولت ساحلی وجود دارد.
آبهای فوقانی فلات قاره همچنان دریای آزاد است (آزادی کشتیرانی و پرواز).
۹) دریای آزاد (High Seas)
فراتر از ۲۰۰ مایل (و ستون آبی که در EEZ هیچ کشوری نیست).
آزادیهای ششگانه دریای آزاد:
کشتیرانی
پرواز
ماهیگیری
کابلگذاری و لولهگذاری
ایجاد جزایر مصنوعی
تحقیقات علمی
اصل صلاحیت انحصاری دولت صاحب پرچم بر کشتی.
استثناهای صلاحیت دولت پرچم: دزدی دریایی، تجارت برده، پخش غیرمجاز رادیویی، کشتی بدون تابعیت، تعقیب فوری (Hot Pursuit)، بازدید (Right of Visit).
۱۰) منطقه (The Area) — بستر عمیق دریا
بستر و زیربستر دریا فراتر از حدود صلاحیت ملی (فراتر از فلات قاره).
اصل کلیدی: میراث مشترک بشریت (Common Heritage of Mankind).
اداره توسط مقابینالمللی بستر دریا (ISA) با مقر در جامائیکا.
منافع حاصل باید بین همه کشورها (بهویژه در حال توسعه) تقسیم شود؛ عدم تملک ملی؛ استفاده صلحآمیز.
۱۱) تنگههای بینالمللی و عبور ترانزیت
عبور ترانزیت (Transit Passage): در تنگههایی که برای کشتیرانی بینالمللی استفاده میشوند و یک قسمت دریای آزاد/EEZ را به قسمت دیگر وصل میکنند.
تفاوت با عبور بیضرر:
عبور ترانزیت قابل تعلیق نیست (برخلاف عبور بیضرر).
زیردریاییها میتوانند زیر آب حرکت کنند.
هواپیماها حق پرواز عبوری دارند.
قضیه کانال کورفو (۱۹۴۹): دیوان حق عبور کشتیهای جنگی از تنگهها را به رسمیت شناخت؛ آلبانی مسئول شناخته شد.
۱۲) کشورهای مجمعالجزایری و محصور در خشکی
مجمعالجزایری (Archipelagic States):
کشوری که تماما از یک یا چند مجمعالجزایر تشکیل شده (مثل اندونزی، فیلیپین).
میتواند خطوط مبدا مجمعالجزایری ترسیم کند.
نسبت مساحت آب به خشکی باید بین ۱ به ۱ تا ۹ به ۱ باشد.
طول خطوط مبدا حداکثر ۱۰۰ مایل (برخی خطوط تا ۱۲۵ مایل).
کشورهای محصور در خشکی (Landlocked States):
حق دسترسی به دریا و خروج از آن از طریق خاک کشورهای ترانزیت (حق عبور ترانزیت).
حق مشارکت در مازاد منابع زنده EEZ کشورهای ساحلی همان منطقه.
۱۳) حل و فصل اختلافات
دیوان بینالمللی حقوق دریاها (ITLOS):
مقر: هامبورگ، آلمان
تعداد قضات: ۲۱ قاضی
ارکان: دیوان، اتاق اختلافات بستر دریا، اتاقهای ویژه.
طبق ماده ۲۸۷ کنوانسیون، دولتها در هنگام امضا/تصویب یکی از چهار روش را انتخاب میکنند:
دیوان بینالمللی حقوق دریاها (ITLOS)
دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ)
داوری عمومی
داوری ویژه (فنی)
اختلافات مربوط به منطقه (The Area) → اتاق اختلافات بستر دریا.
۱۴) آرای مهم دیوان بینالمللی دادگستری
قضیه سال نکته کلیدی
کانال کورفو (بریتانیا/آلبانی) ۱۹۴۹ حق عبور بیضرر کشتیهای جنگی از تنگهها
ماهیگیری (بریتانیا/نروژ) ۱۹۵۱ اعتبار خطوط مبدا مستقیم
فلات قاره دریای شمال (آلمان/دانمارک/هلند) ۱۹۶۹ اصل انصاف در تحدید حدود فلات قاره
فلات قاره تونس/لیبی ۱۹۸۲ اصل انصاف + شرایط مرتبط
خلیج مین (کانادا/آمریکا) ۱۹۸۴ تحدید حدود واحد برای فلات قاره و EEZ
فلات قاره لیبی/مالت ۱۹۸۵ اصل فاصله و انصاف
۱۵) حقوق دریاها و ایران (نکات ویژه کنکور)
ایران کنوانسیون ۱۹۸۲ را امضا کرده (۱۰ دسامبر ۱۹۸۲) اما هنوز تصویب نکرده است. همچنین کنوانسیونهای ۱۹۵۸ ژنو را نیز امضا کرده ولی تصویب نکرده است؛ بنابراین ایران عضو این کنوانسیونها نیست، اما بخش زیادی از آن را عرف بینالمللی میداند.
قانون مناطق دریایی ایران در خلیج فارس و دریای عمان، مصوب ۳۱ فروردین ۱۳۷۲:
دریای سرزمینی ۱۲ مایل، منطقه نظارت ۲۴ مایل، منطقه انحصاری اقتصادی و فلات قاره ۲۰۰ مایل (تا مرز توافقشده).
خطوط مبدا مستقیم ایران در خلیج فارس و دریای عمان (مصوب هیئت وزیران ۱۳۵۲).
تنگه هرمز:
عرض آن حدود ۳۳ تا ۵۰ مایل؛ بخشی از آن در آبهای سرزمینی ایران و عمان است.
ایران معتقد است رژیم عبور از تنگه هرمز، عبور بیضرر است (نه عبور ترانزیت) و بر این اساس برخی محدودیتها را قابل اعمال میداند.
دریای خزر:
رژیم حقوقی آن پس از فروپاشی شوروی محل اختلاف بود.
کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر (آکتائو، قزاقستان، ۲۱ مرداد ۱۳۹۷ / ۱۲ اوت ۲۰۱۸) بین ۵ کشور ساحلی (ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان) امضا شد.
نکات کنوانسیون خزر:
سطح آب: مشترک برای کشتیرانی و استفاده همه کشورها.
بستر و زیربستر: تقسیم بر اساس توافق دوجانبه بین کشورهای مجاور.
دریای سرزمینی: ۱۵ مایل؛ منطقه انحصاری ماهیگیری: ۱۰ مایل فراتر از آن.
خطوط مبدا مستقیم برای تعیین حدود.
۱۶) نکات تستی و تلههای رایج آزمون
حاکمیت کامل فقط در آبهای داخلی و دریای سرزمینی است؛ در EEZ و فلات قاره «حقوق حاکمه» است نه حاکمیت.
میراث مشترک بشریت فقط برای «منطقه (The Area)» است، نه فلات قاره.
فلات قاره به اعلام رسمی نیاز ندارد، اما تحدید حدود آن فراتر از ۲۰۰ مایل نیازمند توصیه کمیسیون حدود فلات قاره است.
عبور بیضرر قابل تعلیق است؛ عبور ترانزیت قابل تعلیق نیست.
منطقه نظارت اختیارات محدود کنترلی دارد (گمرکی، مالی، بهداشتی، مهاجرتی) نه حاکمیت.
ماهیهای ساکن بستر (مثل صدف) جزء فلات قاره؛ ماهیهای شناگر جزء ستون آب و EEZ.
در EEZ و فلات قاره، آزادی کشتیرانی و پرواز سایر دولتها محفوظ است.
تعقیب فوری (Hot Pursuit) باید شروعش در آبهای داخلی/دریای سرزمینی/منطقه نظارت/EEZ/فلات قاره دولت ساحلی باشد و مستمر و بدون وقفه ادامه یابد؛ با ورود کشتی به دریای سرزمینی دولت دیگر قطع میشود.
مقر ITLOS = هامبورگ آلمان؛ مقر ISA (مقام بستر دریا) = جامائیکا؛ کنوانسیون ۱۹۸۲ در مونتگو بی جامائیکا امضا شد .