Javad Teleschi Yekta
بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران؛ اولین رسانه تابآوری اجتماعی کشور، پدر تاب آوری نوین ایران
248 یادداشت منتشر شدهآموزش تاب آوری از کودکی آغاز می شود
از آموزش غیرمستقیم و هدفمند تا نهادینه سازی تاب آوری در نسل آینده
به نقل از دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران
«آموزش تاب آوری از کودکی آغاز می شود.»
این جمله را دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران، در گفت وگو با خبرنگار مددکار نیوز مطرح کرده و در ادامه تاکید کرده است: «آموزش های تاب آوری امروز به شکل غیرمستقیم و کاملا هدفمند، برنامه مند و پایش محور صورت می پذیرند؛ کشورهای مختلف این تجربه را داشته اند و نظام آموزشی ما هم لازم است به این نتیجه مهم با کارکرد و نتایج ارزشمند درازمدت اما ماندگار برسد.»
اهمیت این دیدگاه در آن است که تاب آوری را نباید صرفا موضوعی برای زمان بحران دانست. تاب آوری اگر قرار است به یک ظرفیت پایدار فردی و اجتماعی تبدیل شود، باید پیش از آنکه کودک با بحران های جدی زندگی مواجه شود، در فرایند رشد، خانواده، مدرسه و محیط اجتماعی او شکل بگیرد.
تاب آوری؛ مهارتی برای زمان بحران نیست
در رویکردهای جدید علمی، تاب آوری بیش از آنکه یک ویژگی ثابت شخصیتی باشد، یک فرایند پویا و وابسته به تعامل فرد با محیط، روابط حمایتی و مهارت های سازگاری است. پژوهش های حوزه رشد کودک نیز بر نقش روابط پایدار با بزرگسالان حمایتگر و فرصت های مستمر برای مهارت آموزی تاکید دارند.
بنابراین، اگر آموزش تاب آوری را به زمانی موکول کنیم که کودک با شکست، فقدان، بحران خانوادگی، فشار تحصیلی، طرد اجتماعی یا سایر دشواری ها مواجه شده است، عملا بخش مهمی از ظرفیت پیشگیرانه این آموزش را از دست داده ایم.
از همین منظر، تاکید دکتر طلسچی یکتا بر آغاز آموزش از کودکی را می توان در چارچوب یک نگاه پیشگیرانه، فرایندی و بلندمدت به تاب آوری تحلیل کرد.
آموزش تاب آوری نباید الزاما با عنوان «تاب آوری» ارائه شود
یکی از نکات مهم در دیدگاه مطرح شده، تاکید بر آموزش غیرمستقیم است.
کودک الزاما نیاز ندارد در یک کلاس رسمی بنشیند و با تعاریف پیچیده تاب آوری آشنا شود. بسیاری از مولفه های تاب آوری می توانند در بطن زندگی روزمره و از طریق تجربه، بازی، ارتباط، مسئولیت پذیری، حل مسئله، گفت وگو، فعالیت گروهی و مواجهه مدیریت شده با ناکامی ها آموزش داده شوند.
برای مثال، وقتی والد به جای حل فوری تمام مشکلات کودک، به او فرصت می دهد راه حل خود را پیدا کند، در حال تقویت استقلال و خودکارآمدی اوست.
وقتی معلم شکست یک دانش آموز را صرفا با نمره پایین تعریف نمی کند و به او فرصت اصلاح، تجربه مجدد و یادگیری از خطا می دهد، در حال آموزش یکی از مولفه های مهم تاب آوری است.
و هنگامی که مدرسه فضایی ایجاد می کند که در آن کودک بتواند درباره هیجان های خود صحبت کند، کمک بخواهد، با دیگران همکاری کند و مسئولیت متناسب با سن خود بپذیرد، آموزش تاب آوری در حال وقوع است؛ حتی اگر واژه «تاب آوری» در کلاس به زبان نیامده باشد.
خانواده؛ نخستین مدرسه تاب آوری
هیچ برنامه ملی آموزش تاب آوری بدون توجه به خانواده نمی تواند به نتیجه مطلوب برسد.
تحقیقات مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد نشان می دهد که داشتن دست کم یک رابطه پایدار و حمایتگر با یک بزرگسال، از مهم ترین عوامل محافظتی برای کودکانی است که با دشواری های جدی مواجه می شوند. چنین روابطی علاوه بر ایجاد احساس امنیت، به رشد مهارت های تنظیم هیجان، برنامه ریزی و سازگاری کمک می کنند.
از این منظر، آموزش تاب آوری والدین حتی می تواند به اندازه آموزش مستقیم کودکان اهمیت داشته باشد.
والدی که می داند چگونه با اضطراب، خشم، شکست و ناکامی کودک برخورد کند، عملا بخشی از زیرساخت تاب آوری او را می سازد.
بنابراین، سیاست گذاری در حوزه تاب آوری کودکان باید همزمان سه مخاطب را در نظر بگیرد:
کودک، خانواده و مدرسه.
مدرسه باید از محل انتقال اطلاعات به محیط ساختن ظرفیت تبدیل شود
مدرسه یکی از مهم ترین بسترهای اجتماعی برای توسعه تاب آوری است؛ زیرا کودک بخش قابل توجهی از سال های شکل گیری شخصیت، مهارت های اجتماعی و هویت خود را در مدرسه سپری می کند.
از این رو، آموزش تاب آوری نباید به برگزاری چند کارگاه پراکنده یا سخنرانی مناسبتی محدود شود.
تجربه پژوهشی نیز از اثربخشی مداخلات مدرسه محور برای ارتقای تاب آوری کودکان و نوجوانان حمایت می کند. یک مرور نظام مند و فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۵، با بررسی ۳۸ کارآزمایی تصادفی شده و بیش از ۱۵ هزار شرکت کننده، نشان داد مداخلات مدرسه محور می توانند بهبود معناداری در تاب آوری کودکان و نوجوانان ایجاد کنند؛ هرچند میزان اثرگذاری به نوع مداخله و ویژگی های جمعیت هدف وابسته است.
این یافته یک پیام مهم برای نظام آموزشی دارد:
تاب آوری باید از «موضوع یک برنامه آموزشی» به «بخشی از معماری تربیتی مدرسه» تبدیل شود.
برنامه مندی؛ تفاوت آموزش واقعی با آموزش مناسبتی
دکتر جواد طلسچی یکتا در یکی از گزارش های منتشرشده درباره آموزش تاب آوری نیز بر ضرورت وجود نقشه راه، نظم، استمرار و ارزیابی برای آموزش اثربخش تاکید کرده است.
این نگاه، نقطه مقابل آموزش های مقطعی است.
اگر دانش آموز یک جلسه آموزش تاب آوری دریافت کند و پس از آن هیچ پیگیری، تمرین، ارزیابی یا تقویت مجددی وجود نداشته باشد، نمی توان انتظار داشت که یک ظرفیت پایدار در او شکل بگیرد.
آموزش نهادینه ساز باید دارای مسیر باشد:
نیازسنجی → طراحی برنامه → آموزش → تمرین → اجرا در زندگی واقعی → پایش → ارزیابی → اصلاح برنامه → تداوم
این چرخه می تواند آموزش تاب آوری را از یک فعالیت نمایشی به یک فرایند واقعی توانمندسازی تبدیل کند.
چرا «پایش محوری» اهمیت دارد؟
یکی از تمایزهای مهم در رویکرد مورد تاکید دکتر طلسچی یکتا، توجه به پایش محوری آموزش تاب آوری است.
در مطالب منتشرشده درباره این رویکرد، پایش آموزش شامل شناخت گروه هدف و جمع آوری اطلاعات اولیه درباره مخاطبان و سپس ارزیابی مسیر آموزش معرفی شده است.
اهمیت این مسئله بسیار فراتر از ثبت اطلاعات است.
پایش به ما می گوید:
- چه کسانی آموزش دیده اند؟
- نیاز اصلی آنها چه بوده است؟
- کدام مهارت ها نیازمند تقویت بیشتری هستند؟
- آیا آموزش به تغییر قابل مشاهده منجر شده است؟
- آیا تغییر ایجادشده پایدار بوده است؟
- کدام گروه ها به مداخله بیشتر یا متفاوت نیاز دارند؟
در واقع، آموزش بدون ارزیابی، تنها یک فعالیت است؛ اما آموزش همراه با پایش و ارزیابی می تواند به یک برنامه توسعه ای تبدیل شود.
از کودک تاب آور تا جامعه تاب آور
هدف نهایی آموزش تاب آوری فقط آن نیست که کودک بتواند در برابر یک مشکل شخصی مقاومت کند.
کودکی که مهارت حل مسئله، تنظیم هیجان، ارتباط موثر، درخواست کمک، تصمیم گیری، مسئولیت پذیری و سازگاری را در طول زمان یاد می گیرد، در آینده ظرفیت بیشتری برای مواجهه با چالش های فردی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی خواهد داشت.
در نتیجه، سرمایه گذاری بر تاب آوری کودکان را می توان نوعی سرمایه گذاری بلندمدت بر سرمایه انسانی و اجتماعی جامعه دانست.
این همان نقطه ای است که آموزش تاب آوری از یک موضوع روان شناختی محدود فراتر می رود و به یک مسئله مهم در سیاست گذاری اجتماعی و آموزشی تبدیل می شود.
تجربه جهانی؛ مدرسه یکی از بسترهای مهم مداخله است
پژوهش های بین المللی نیز نشان می دهند که مدرسه محیط مهمی برای ارتقای تاب آوری است. یک فراتحلیل درباره مداخلات تاب آوری در مدارس، اثر مثبت برنامه های مدرسه محور را گزارش کرده، هرچند بر ضرورت توجه به تفاوت گروه های هدف، نوع مداخله و طراحی برنامه های بلندمدت تر تاکید کرده است.
بنابراین، سخن از «آغاز آموزش تاب آوری از کودکی» به معنای تقلید مکانیکی از الگوهای سایر کشورها نیست؛ بلکه به معنای استفاده از تجربه جهانی و سپس بومی سازی آن متناسب با فرهنگ، خانواده، مدرسه و مسائل اجتماعی ایران است.
تاب آوری را نباید به تحمل رنج تقلیل داد
یکی از خطاهای مهم در آموزش تاب آوری این است که تاب آوری با «تحمل کردن» یا «سخت بودن» یکی گرفته شود.
کودک تاب آور کودکی نیست که درد را انکار کند، کمک نخواهد، گریه نکند یا همه مشکلات را به تنهایی تحمل کند.
تاب آوری یعنی کودک بتواند در شرایط دشوار، از منابع فردی و اجتماعی خود استفاده کند، هیجان هایش را بهتر مدیریت کند، کمک مناسب بگیرد، مسئله را تحلیل کند و مسیر سازگارانه تری برای ادامه زندگی پیدا کند.
در همین راستا، در تحلیل های منتشرشده از دیدگاه های دکتر طلسچی یکتا نیز بر عبور از برداشت های منفعلانه از تاب آوری و حرکت به سمت توانمندسازی و ظرفیت سازی فعال تاکید شده است.
ضرورت یک نقشه ملی برای آموزش تاب آوری
اگر قرار باشد این ایده در نظام آموزشی ایران به نتیجه برسد، باید از برنامه های پراکنده عبور کرد.
آموزش تاب آوری می تواند در قالب یک برنامه چندسطحی طراحی شود:
سطح نخست: کودک و نوجوان
تقویت مهارت های ارتباطی، حل مسئله، تنظیم هیجان، خودآگاهی، همکاری و تصمیم گیری.
سطح دوم: خانواده
آموزش والدگری حمایتگر، ارتباط موثر، مدیریت تعارض و شیوه مواجهه با شکست و بحران.
سطح سوم: معلم و مدرسه
توانمندسازی معلمان و ایجاد محیط مدرسه ای حمایتگر، امن و مشارکت محور.
سطح چهارم: مددکاری اجتماعی و خدمات حمایتی
شناسایی کودکان در معرض خطر و ارائه مداخلات تخصصی و متناسب با نیاز.
سطح پنجم: پایش و ارزیابی
اندازه گیری نتایج، شناسایی نقاط ضعف و اصلاح مستمر برنامه.
این ساختار می تواند آموزش تاب آوری را از یک عنوان آموزشی به یک نظام توانمندسازی پیشگیرانه تبدیل کند.
سخن پایانی
«آموزش تاب آوری از کودکی آغاز می شود» را نباید صرفا یک شعار آموزشی تلقی کرد؛ این جمله می تواند نقطه آغاز یک تغییر نگرش در سیاست گذاری اجتماعی و آموزشی باشد.
کودک امروز، شهروند فرداست؛ و کیفیت مواجهه او با بحران های آینده تا حد زیادی به ظرفیت هایی بستگی دارد که امروز در خانواده، مدرسه و جامعه در او ساخته می شود.
دیدگاه دکتر جواد طلسچی یکتا درباره آموزش غیرمستقیم، هدفمند، برنامه مند و پایش محور تاب آوری، در صورت تبدیل شدن به برنامه های بومی، مستمر و قابل ارزیابی، می تواند چارچوبی برای حرکت از آموزش های مقطعی به سمت نهادینه سازی تاب آوری باشد. تجربه پژوهشی نیز نشان می دهد که برنامه های مدرسه محور ظرفیت اثرگذاری دارند، اما برای دستیابی به نتایج پایدار، طراحی دقیق، تناسب با گروه هدف و پیگیری مستمر ضروری است.
در نهایت، شاید مهم ترین پرسش این نباشد که «چگونه پس از وقوع بحران، کودکان را تاب آور کنیم؟»؛ بلکه این باشد که:
چگونه از همان سال های نخست زندگی، خانواده و نظام آموزشی را به محیط هایی تبدیل کنیم که ظرفیت تاب آوری را به صورت طبیعی، تدریجی و ماندگار در نسل آینده پرورش دهند؟
پاسخ به این پرسش، می تواند یکی از مهم ترین مسیرهای سرمایه گذاری اجتماعی برای آینده ایران باشد.
