رویکرد روایت درمانی

1 شهریور 1405 - خواندن 15 دقیقه - 13 بازدید

رویکرد روایت درمانی (Narrative Therapy یا NT)


۱. تعریف و معرفی

روایت درمانی یکی از رویکردهای معاصر روان درمانی است که بر نقش داستان ها و معناهایی که افراد درباره زندگی خود می سازند تمرکز دارد. این رویکرد در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی، عمدتا با کارهای مایکل وایت و دیوید اپستون شکل گرفت. روایت درمانی از این ایده اساسی آغاز می کند که انسان ها فقط مجموعه ای از رفتارها، خاطرات یا مشکلات نیستند؛ بلکه زندگی خود را از طریق داستان هایی که درباره خود، دیگران و آینده شان تعریف می کنند، معنا می دهند.

در این دیدگاه، مشکل با هویت فرد یکی نیست. برای مثال، به جای اینکه گفته شود «این فرد افسرده است»، روایت درمانی ترجیح می دهد گفته شود: «افسردگی در زندگی این فرد حضور پیدا کرده و بر تجربه ها و انتخاب های او تاثیر گذاشته است.» این تفاوت زبانی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا فرد را از مشکل جدا می کند و امکان می دهد با مشکل مانند پدیده ای قابل بررسی و تغییر روبه رو شود.

روایت درمانی معمولا درمانی مشارکتی، غیرتحمیلی و مراجع محور است. درمانگر در جایگاه قاضی، تشخیص دهنده هویت یا صاحب حقیقت نهایی قرار نمی گیرد، بلکه با پرسش های دقیق به مراجع کمک می کند داستان های محدودکننده زندگی خود را بررسی کند، بخش های نادیده گرفته شده تجربه اش را به یاد آورد و روایت گسترده تر و توانمندکننده تری از زندگی خود بسازد.


۲. مبانی نظری و فلسفی

روایت درمانی تحت تاثیر چند جریان فکری مهم قرار دارد:

الف) ساخت گرایی اجتماعی

ساخت گرایی اجتماعی معتقد است بسیاری از مفاهیمی که انسان ها واقعیت می دانند، در بستر زبان، فرهنگ، خانواده و روابط اجتماعی شکل می گیرند. مفاهیمی مانند موفقیت، شکست، مردانگی، مادری، قدرت، سلامت، ضعف یا طبیعی بودن، در فرهنگ های مختلف معناهای یکسانی ندارند.

از این دیدگاه، برداشت فرد از خودش فقط از تجربه های شخصی او به وجود نمی آید؛ بلکه خانواده، جامعه، رسانه، آموزش و روابط نیز در شکل گیری آن نقش دارند. بنابراین، روایت درمانگر بررسی می کند که چه صداها و باورهایی داستان زندگی مراجع را ساخته اند و آیا این داستان تنها حقیقت ممکن است یا نه.

ب) پست مدرنیسم

روایت درمانی به وجود یک حقیقت واحد و مطلق درباره هویت انسان با احتیاط نگاه می کند. این رویکرد معتقد است انسان ها می توانند از یک تجربه، معناهای متفاوتی بسازند. برای مثال، شکست در یک آزمون ممکن است در روایت فرد به معنای «من بی استعدادم» تبدیل شود، اما در روایتی دیگر می تواند نشانه «تلاش کردن با وجود دشواری» باشد.

ج) دیدگاه تفسیری

در روایت درمانی، واقعیت روان شناختی تنها در رویدادها خلاصه نمی شود، بلکه به تفسیری که فرد از رویدادها دارد نیز مربوط است. دو نفر ممکن است تجربه مشابهی داشته باشند، اما داستان کاملا متفاوتی درباره آن بسازند. درمان بر کشف و بازسازی این معناها تمرکز می کند.

د) تاثیر میشل فوکو

یکی از تاثیرهای مهم بر روایت درمانی، توجه به رابطه قدرت و دانش است. برخی داستان های زندگی افراد، فقط از تجربه شخصی آنان نمی آیند، بلکه تحت تاثیر قواعد و انتظارات اجتماعی شکل می گیرند. برای نمونه، جامعه ممکن است به فرد القا کند که فقط در صورت موفقیت شغلی، ظاهر خاص یا ازدواج موفق ارزشمند است. روایت درمانی تلاش می کند این باورهای مسلط را شناسایی و بررسی کند.

۳. چیستی و مفاهیم اصلی

الف) انسان جدا از مشکل است

اصل معروف روایت درمانی این است که «فرد مشکل نیست؛ مشکل، مشکل است.» این اصل به معنای انکار مسئولیت فرد نیست، بلکه تلاش می کند برچسب های آسیب زا را از هویت فرد جدا کند.

وقتی فرد خود را با مشکل یکی می داند، احتمالا می گوید:

- من آدم مضطربی هستم.

- من شکست خورده ام.

- من فرد بی ارزشی هستم.

- من همیشه روابط را خراب می کنم.

در روایت درمانی، درمانگر کمک می کند این جملات به شکلی متفاوت بررسی شوند:

- اضطراب چگونه بر زندگی تو اثر گذاشته است؟

- احساس بی ارزشی در چه موقعیت هایی فعال می شود؟

- این باور از چه زمانی وارد داستان زندگی تو شده است؟

- تو در برابر این مشکل چه مقاومت هایی نشان داده ای؟


ب) داستان غالب

داستان غالب، روایتی است که بیشتر از سایر روایت ها در ذهن فرد تکرار می شود و هویت او را تحت تاثیر قرار می دهد. برای مثال، فرد ممکن است سال ها داستان «من همیشه قربانی هستم» یا «هیچ کس مرا نمی خواهد» را با خود حمل کند.

این داستان معمولا همه تجربه های فرد را توضیح نمی دهد، اما آن قدر پررنگ می شود که شواهد مخالف آن دیده نمی شوند.


ج) تجربه های نادیده گرفته شده

در کنار داستان غالب، معمولا رویدادهایی وجود دارند که با آن داستان هماهنگ نیستند. به این رویدادها می توان «استثناها»، «لحظه های درخشان» یا «نتایج یگانه» گفت.

برای مثال، فردی که خود را کاملا ناتوان می داند، ممکن است در گذشته از دوستش حمایت کرده باشد، در شرایط دشوار تصمیم مهمی گرفته باشد یا با وجود ترس، کاری را انجام داده باشد. روایت درمانی این تجربه ها را کوچک یا تصادفی تلقی نمی کند، بلکه آن ها را سرنخ هایی برای ساختن روایت گسترده تر می داند.

د) بیرونی سازی مشکل

بیرونی سازی یکی از مهم ترین مفاهیم و فنون روایت درمانی است. در این روش، مشکل به صورت پدیده ای جدا از شخص بررسی می شود. برای نمونه، درمانگر ممکن است از «اضطراب» به عنوان عاملی صحبت کند که بر زندگی فرد اثر گذاشته است، نه اینکه فرد را «مضطرب» و محدود به این برچسب بداند.

بیرونی سازی به مراجع کمک می کند احساس شرم و سرزنش خود را کاهش دهد و توانایی بیشتری برای مقابله با مشکل پیدا کند.


۴. نگاه روایت درمانی به انسان

روایت درمانی انسان را موجودی فعال، معناپرداز، رابطه مند و دارای توانایی انتخاب می داند. حتی زمانی که فرد تحت فشار شدید روانی قرار دارد، معمولا در زندگی او ارزش ها، مهارت ها، امیدها و تجربه هایی وجود دارند که مشکل نتوانسته است کاملا از بین ببرد.

درمانگر تلاش نمی کند هویت خاصی را به مراجع تحمیل کند. او به مراجع احترام می گذارد و باور دارد که فرد، متخصص اصلی زندگی خویش است. درمانگر ممکن است درباره تجربه های مراجع دانش حرفه ای داشته باشد، اما درباره معنای زندگی و تجربه شخصی او ادعای مالکیت نمی کند.

این رویکرد به جای تمرکز صرف بر ضعف ها، به توانایی ها، ارزش ها، تعهدات اخلاقی، روابط مهم و تلاش های فرد توجه می کند. با این حال، این نگاه مثبت به معنای ساده انگاری یا نادیده گرفتن رنج نیست. روایت درمانی درد، خشونت، فقدان، تبعیض و آسیب را جدی می گیرد و تلاش می کند فرد را مسئول رفتار آسیب زننده دیگران قرار ندهد.


۵. آسیب شناسی روانی

در روایت درمانی، مشکلات روانی فقط نقصی درون فرد تلقی نمی شوند. مشکل زمانی شکل می گیرد که یک روایت محدودکننده، منفی و غالب، بخش های وسیعی از تجربه فرد را تحت سلطه خود قرار دهد.

برای نمونه، کودکی که بارها با برچسب «تنبل» خطاب شده است، ممکن است به تدریج این برچسب را به بخشی از هویت خود تبدیل کند. سپس هر بار که تکلیفی را انجام نمی دهد، این تجربه را دلیلی برای درست بودن داستان «من تنبل هستم» بداند. به مرور، تجربه های موفقیت آمیز او کم اهمیت یا فراموش می شوند.

از نظر روایت درمانی، آسیب زمانی شدت می گیرد که:

- مشکل با هویت فرد یکی شود؛

- داستان غالب، تمام تجربه های فرد را توضیح دهد؛

- فرد استثناها و توانایی های خود را نبیند؛

- روایت های اجتماعی سرزنش گر و محدودکننده درونی شوند؛

- فرد احساس کند هیچ انتخاب یا امکان دیگری ندارد؛

- ارتباط فرد با ارزش ها، امیدها و افراد حمایتگر ضعیف شود.

روایت درمانی درباره تشخیص های روان پزشکی موضعی منعطف دارد. این تشخیص ها ممکن است برای ارتباط حرفه ای، برنامه ریزی درمان یا دریافت خدمات ضروری باشند، اما نباید به برچسبی تبدیل شوند که تمام هویت فرد را تعریف کند.


۶. سبب شناسی مشکلات روان شناختی

روایت درمانی علت مشکلات را فقط درون فرد جست وجو نمی کند. شکل گیری و تداوم مشکلات می تواند تحت تاثیر عوامل زیر باشد:

- تجربه های آسیب زا و فقدان های مهم؛

- انتقاد، تحقیر یا طرد مداوم؛

- روابط خانوادگی ناامن یا کنترل گر؛

- خشونت و سوءاستفاده؛

- فشارهای فرهنگی و اجتماعی؛

- تبعیض، فقر، انزوا یا نبود حمایت؛

- مقایسه های اجتماعی و استانداردهای غیرواقع بینانه؛

- تفسیرهای منفی و تکرارشونده درباره تجربه های زندگی؛

- نادیده گرفته شدن توانایی ها و ارزش های فرد.

برای مثال، اگر فردی بارها در رابطه عاطفی خود نادیده گرفته شود، ممکن است به این نتیجه برسد که «من دوست داشتنی نیستم». این نتیجه گیری، بعدها بر روابط جدید او اثر می گذارد. روایت درمانی بررسی می کند که این نتیجه چگونه شکل گرفته، چه کسانی آن را تقویت کرده اند و چه تجربه هایی با آن ناسازگارند.


۷. اهداف درمانی

اهداف اصلی روایت درمانی عبارت اند از:

1. جدا کردن فرد از مشکل؛

2. شناسایی داستان غالب و محدودکننده؛

3. بررسی تاثیر مشکل بر زندگی فرد؛

4. کشف تجربه ها و توانایی های نادیده گرفته شده؛

5. تقویت ارتباط با ارزش ها و خواسته های اصیل؛

6. ساختن روایت تازه و گسترده تر از هویت؛

7. افزایش احساس اختیار، امید و توانمندی؛

8. تقویت روابط حمایتگر؛

9. تبدیل تجربه های پراکنده به داستانی منسجم و معنادار؛

10. کمک به فرد برای زندگی کردن بر اساس ارزش های خود، نه صرفا بر اساس ترس و برچسب های تحمیلی.

هدف درمان این نیست که فرد داستان های دشوار زندگی خود را پاک کند یا وانمود کند اتفاق های دردناک رخ نداده اند. هدف این است که مشکل تنها داستان موجود نباشد و فرد بتواند معناهای متنوع تر و واقع بینانه تری از زندگی خود بسازد.


۸. رابطه درمانی

رابطه درمانی در روایت درمانی بر احترام، همکاری، کنجکاوی و پرهیز از قضاوت استوار است. درمانگر تلاش می کند از موضع «دانای مطلق» فاصله بگیرد و در کنار مراجع قرار بگیرد.

ویژگی های این رابطه عبارت اند از:

- پذیرش مراجع بدون تقلیل دادن او به مشکل؛

- گوش دادن دقیق به زبان و تجربه شخصی فرد؛

- استفاده از پرسش به جای نصیحت مستقیم؛

- احترام به فرهنگ، جنسیت، خانواده و ارزش های مراجع؛

- توجه به قدرت و نقش شرایط اجتماعی؛

- پرهیز از سرزنش قربانی؛

- حفظ اختیار مراجع در انتخاب هدف و مسیر درمان.

درمانگر روایت درمانی با کنجکاوی حرفه ای می پرسد، اما پاسخ را به مراجع تحمیل نمی کند. او کمک می کند مراجع تجربه خود را از زاویه ای تازه ببیند و به نتیجه ای برسد که برای زندگی خودش معنا داشته باشد.


۹. فنون، مداخلات و تکنیک ها

الف) گوش دادن روایت محور

درمانگر با دقت به واژه ها، استعاره ها، تکرارها و بخش هایی که مراجع برجسته یا حذف می کند گوش می دهد. هدف، یافتن نقاطی است که داستان غالب را آشکار می کنند.

ب) نام گذاری مشکل

به مشکل نامی داده می شود تا از هویت فرد جدا شود. برای نمونه، فرد ممکن است مشکل خود را «صدای سرزنشگر»، «ترس از شکست» یا «دیوار سکوت» بنامد. نام گذاری باید با زبان خود مراجع انجام شود.

ج) بیرونی سازی

درمانگر به جای «تو افسرده ای»، می پرسد: «افسردگی از چه زمانی وارد زندگی تو شد؟» یا «این احساس چگونه تصمیم های تو را تحت تاثیر قرار داده است؟»

د) بررسی تاثیر مشکل

درمانگر درباره تاثیر مشکل بر زندگی فرد سوال می کند:

- این مشکل چه اثری بر رابطه تو با خانواده گذاشته است؟

- چه فرصت هایی را از تو گرفته است؟

- چه احساسی درباره خودت ایجاد کرده است؟

- بر آینده و تصمیم هایت چه تاثیری دارد؟

ه) بررسی تاثیر فرد بر مشکل

درمانگر فقط به قدرت مشکل توجه نمی کند، بلکه می پرسد:

- تو در برابر این مشکل چه کارهایی انجام داده ای؟

- چه زمان هایی اجازه ندادی مشکل تصمیم بگیرد؟

- چگونه توانسته ای با وجود این فشار ادامه بدهی؟

- چه چیزی در تو به مقاومت کمک کرده است؟

و) کشف نتایج یگانه

در این فن، درمانگر به دنبال رویدادهایی می گردد که با داستان غالب هماهنگ نیستند. حتی یک رفتار کوچک، مانند درخواست کمک، دفاع از حق خود یا مراقبت از فردی دیگر، می تواند نشانه مهمی از ارزش ها و توانایی های مراجع باشد.

ز) بازنویسی داستان زندگی

درمانگر به مراجع کمک می کند تجربه های پراکنده خود را به داستانی تازه پیوند دهد. برای مثال، تجربه های مختلف شجاعت، مسئولیت پذیری و مراقبت می توانند به روایت «من فردی هستم که با وجود دشواری ها برای چیزهای مهم زندگی ام تلاش می کنم» تبدیل شوند.

ح) پرسش های منظره ای

این پرسش ها به دو بخش مربوط اند:

- منظره عمل: چه اتفاقی افتاد؟ چه کاری انجام دادی؟

- منظره معنا و هویت: این رفتار درباره ارزش ها، باورها یا شخصیتی که می خواهی داشته باشی چه می گوید؟

ط) پرسش های تاثیرگذاری متقابل

درمانگر بررسی می کند که فرد بر دیگران و دیگران بر فرد چه تاثیری گذاشته اند. این کار کمک می کند فرد خود را کاملا بی اثر یا منفعل نبیند.

ی) استفاده از شاهدان بیرونی

در برخی موارد، افراد مهم زندگی مراجع، مانند اعضای خانواده یا دوستان، به عنوان شاهد تغییرات او دعوت می شوند. آنان درباره ویژگی ها و توانایی هایی صحبت می کنند که شاید خود مراجع کمتر دیده باشد.

ک) نامه های درمانی

درمانگر ممکن است نامه ای برای مراجع بنویسد که در آن تلاش ها، ارزش ها و تغییرات او ثبت شده باشد. این نامه می تواند به تثبیت روایت جدید کمک کند.

ل) اسناد درمانی

گواهی، نامه یا نوشته ای تهیه می شود که نشان می دهد فرد چگونه با مشکل مقابله کرده است. این اسناد برای کودکان و نوجوانان نیز می توانند مفید باشند.

م) مراسم و آیین های تعریف مجدد

گاهی مراجع برای تثبیت هویت تازه خود، تجربه یا تغییری را در حضور افراد مهم زندگی اش بیان می کند. این کار باعث می شود روایت جدید فقط یک گفت وگوی موقت در اتاق درمان نباشد.

۱۰. مناسب چه کسانی و چه اختلالاتی است؟

روایت درمانی برای افرادی مناسب است که:

- خود را با برچسب های منفی تعریف می کنند؛

- احساس بی ارزشی، شکست یا ناتوانی دارند؛

- از انتقاد، طرد یا فشار اجتماعی رنج می برند؛

- با تجربه های آسیب زا، فقدان یا تغییرهای دشوار زندگی روبه رو شده اند؛

- می خواهند هویت و ارزش های شخصی خود را بهتر بشناسند؛

- از رویکردهای مشارکتی، گفت وگومحور و غیرقضاوتی استقبال می کنند؛

- درگیر مشکلات خانوادگی، زوجی یا تعارض های هویتی هستند؛

- نیاز دارند میان خود و مشکل فاصله روانی ایجاد کنند.

این رویکرد می تواند در کار با مشکلات و اختلالات زیر به کار رود:

- افسردگی؛

- اضطراب و نگرانی مزمن؛

- مشکلات عزت نفس؛

- شرم و خودسرزنشگری؛

- مشکلات هویتی و بحران های رشدی؛

- سوگ و فقدان؛

- تجربه های مرتبط با آسیب و خشونت؛

- مشکلات رابطه ای و خانوادگی؛

- مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان؛

- اختلالات خوردن، در کنار درمان های تخصصی لازم؛

- برخی مشکلات مرتبط با مصرف مواد، در کنار برنامه جامع درمان؛

- مشکلات سازگاری و بحران های زندگی.

روایت درمانی برای همه افراد و همه مشکلات به یک اندازه کافی نیست. در مواردی مانند خطر خودکشی، روان پریشی، مانیا، اختلالات شدید مصرف مواد، افسردگی شدید یا اختلالات پیچیده، معمولا ارزیابی روان پزشکی و درمان های تخصصی دیگر نیز ضروری است. روایت درمانی می تواند در چنین شرایطی بخشی از برنامه درمانی باشد، اما نباید جایگزین مراقبت فوری، دارودرمانی یا خدمات تخصصی مورد نیاز شود.

جمع بندی

روایت درمانی به انسان کمک می کند میان خود و مشکل فاصله بگذارد و متوجه شود که یک داستان غالب، تمام حقیقت زندگی او نیست. این رویکرد به جای تمرکز صرف بر کمبودها و برچسب ها، به معنا، ارزش ها، توانایی ها، روابط و انتخاب های فرد توجه می کند.

درمانگر با استفاده از گفت وگو، بیرونی سازی مشکل، کشف تجربه های نادیده گرفته شده و بازنویسی روایت زندگی، به مراجع کمک می کند هویتی گسترده تر و واقع بینانه تر بسازد. در روایت درمانی، تغییر به معنای انکار دردهای گذشته نیست؛ بلکه به معنای پیدا کردن جایگاهی تازه برای آن دردها در داستان زندگی و بازپس گیری اختیار فرد در ادامه مسیر است.