مجازات اعدام (سالب حیات) و سالب آزادی

12 تیر 1402 - خواندن 5 دقیقه - 3369 بازدید


تعریف اعدام
اعدام واژه عربی است و در لغت به معانی گوناگونی چون: نیست گردانیدن، تهیدست شدن، نابود کردن، نایاب گردانیدن چیزی، کشتن کسی به عنوان مجازات استعمال شده است.
و برخی آن را در معنای سلب حیات فرد توسط دولت آورده اند. اما معنای اصطلاحی آن که از معنای لغویش مهجور نیست چنین است: اعدام حکم و مجازاتی است که از سوی دستگاه قضایی کشور ها صادر شده باشد و یا این که توسط نیروهای مسلح و نظامی کشور ها صادر شده و اجرا شود. برخی اعدام را سخت ترین مجازات سالب حیات تبیین کرده اند.
بنابراین می توان گفت که اعدام یکی از اقسام کیفرهای بدنی به شمار می رود که به موجب آن به سلب حیات شخص منجر شده و از اشد مجازات محکوم، به شمار می رود.


تعریف مجازات سالب آزادی 

زندانی کردن: در فرهنگ معین به معنای زندانی کردن و بازداشتن آمده است. در معنای اصطلاحی، حبس چنین تعریف شده است: سلب آزادی و اختیار نفس در مدت معین یا نامحدود، به طوری که در آن حالت ترخیص وجود نداشته باشد و اگر حالت انتظار وجود داشته باشد، آن را توقیف گویند، نه حبس. حبس یا مجازات سالب آزادی - با رویکرد کیفری در اواخر قرون وسطی و آغاز دوران نوزایش وارد زرادخانه ی کیفری مالک اروپایی شد و حقوق کیفری انقلاب فرانسه، به ویژه قانون نامه های ۱۸۰۸ و ۱۸۱۰ ناپلئون بدان رسمیت داد. این کیفر به قصد سلب آزادی فرد مورد حکم قرار می گیرد. 

عبارت کیفر سالب آزادی و نیز همین قصد را متبادر می نماید و کاربرد آن به جای حبس، برای قرار گرفتن در مقابل سایر کیفرها، از جمله کیفر سالب حیات، کیفر محدود کننده آزادی، کیفر مالی، کیفر قطع عضو و... است؛ که هر کدام از این کیفرها دستهای از داشته ها و منافع محکوم را نشانه میرود. وانگهی، آزادی، خود مفهومی بسیط، غامض و چندوجهی است که از هر زاویه و با هر دید به آن نگاه شود، منظری متفاوت از خود نمایش می دهد. هرچند واژه ی «آزادی» به کار رفته در عبارت کیفر سالب آزادی، به معنای آزادی فیزیکی و آزادی در رفت و آمد فرد می باشد. اما آزادی در مفهوم عام خود همیشه به معنی حرکت و رفت و آمد بدون مانع نیست. آزادی در این معنا مخالف در بند بودن نیست. چنانکه در ادبیات فارسی نیز اغلب مفهوم عام آن مدنظر است. در معنای سیاسی، آزادی از پیچیدگی بیشتری برخوردار است و جنبه ی منفی و مشیت به خود می گیرد. اگر آزادی را به عنوان یکی از عالی ترین حقوق افراد جامعه بدانیم، همین عالی بودن این حق باعث شد که انقلاب فرانسه آن را یکی از شعارهای خود قرار دهد و در حقوق کیفری انقلابی خود، سلب آن را جزای تعرضی به حقوق جامعه بداند. 

در قوانین کیفری اسلام، ضمن اینکه برای جلوگیری از خلاف کاری ها و حمایت جامعه در مقابل شرارت افراد شرور از طریق دیگری استفاده شده ولی به حکم ضرورت، عقولت زندان نیز به عنوان کیفر ثانوی پذیرفته شده است. بدین معنا که کیفر اصلی در اسلام، حد است و تعزیر، عقوبت ثانوی برای بزهکاران و گناهکاران تلقی می شود و آن در صورتی است که حدی تعیین نشده باشد تا به مورد اجرا گذارده شود. اگرچه زندان در اسلام یک عقوبت ثانی است و مدت زندان بستگی به نظر حاکم دادگاه دارد که با توجه به جرم ارتکابی و درجه اهمیت آن و تنبیه و تادیب مجرم، میزان و مدت آن را معین کند، ولی امروزه طبق قانون مجازات اسلامی، زندان از کیفرهای اصلی محسوب و مدت و میزان آن از لحاظ حداقل و حداکثر توسط قانون گذار پیش بینی شده است. 

به طور کلی از منظر کیفرشناختی، مجازات سالب آزادی عبارت است از کیفری با اهداف: رفع احساس بی عدالتی، ایجاد سازگاری اجتماعی و کارکردهایی همچون تعیین مرزهای میان محدودیت و آزادی و کارکرد اصلاحی، کنترل کننده و حفاظتی که در مکان های مخصوص و تحت نظارت افراد تعلیم دیده اجرا می شود.