تحلیلی بر سناریوهای پیش رو؛ از جنگ فرسایشی تا بازآرایی ژئوپلیتیک

تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در اسفند ۱۴۰۴ که به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهان عالی رتبه منجر شد، نبردی منطقه ای را رقم زد که هنوز به پایان نرسیده . در این گزارش، وضعیت میدان و معادلات جنگ از منظر پیشران های نظامی، اقتصادی و سیاسی مورد بررسی قرار گرفته و سناریوهای محتمل آینده بر اساس اولویت بندی و امکانات طرفین ارزیابی شده است.
در بعد نظامی، مهم ترین ابزار بازدارندگی ایران، توان موشکی است که با وجود گزارش های دشمن مبنی بر کاهش نرخ پرتاب، همچنان برای نبردی میان مدت (دو تا سه ماه) ظرفیت کافی دارد. تمرکز حملات دشمن بر مراکز فرماندهی و صنایع دفاعی نشان می دهد که آن ها نتوانسته اند به شبکه موشکی ایران ضربه مهلک بزنند و ساختار کنترل و فرماندهی با وجود شهادت فرماندهان، با حضور جانشینان تداوم یافته است. در مقابل، آمریکا با وجود حفظ توان آفندی، با کاهش ذخایر پدافندی (پاتریوت و تاد) مواجه است که در درازمدت چالش زا خواهد شد. از منظر اقتصادی، ایران با وجود تهدیداتی علیه زیرساخت هایی مانند عسلویه و شبکه برق، هنوز شاهد افول شاخص های کلان نبوده و تلاش دارد از کریدورهای جایگزین برای تامین نیازها استفاده کند. اما برای آمریکا، انسداد تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت، چالشی جدی است که می تواند به تورم داخلی و فشار بر دولت ترامپ منجر شود. در عرصه سیاسی، ایران با وجود فقدان کمک نظامی آشکار، از حمایت دیپلماتیک چین و روسیه و محکومیت حملات توسط مجامع بین المللی بهره مند است. فضای داخلی ایران نیز پس از شهادت رهبر انقلاب، با حمایت مردمی و سکوت مخالفان، به نفع نظام تغییر کرده است. در مقابل، آمریکا با انزوای دیپلماتیک و دوقطبی شدن افکار عمومی داخلی مواجه است؛ هرچند پایگاه جمهوری خواهان هنوز از جنگ کوتاه مدت حمایت می کنند. رژیم صهیونیستی با حفظ توان و حمایت آمریکا، و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با وجود نگرانی های امنیتی و اقتصادی، در ائتلافی علیه ایران قرار گرفته اند.
بر اساس این شرایط، پنج سناریوی اصلی قابل تصور است. سناریوی اول «براندازی» است که هدف ایده آل واشنگتن و تل آویو است. با وجود تلاش برای استفاده از اپوزیسیون و گروهک های برانداز، تجمعات عظیم مردمی و انسجام امنیتی مانع اصلی این سناریو هستند. همچنین، ترومای جنگ های گذشته و مخالفت احتمالی کنگره، احتمال اشغال زمینی توسط آمریکا را به حداقل رسانده است. سناریوی دوم «فروپاشی» است که دشمن تلاش دارد با استفاده از گروهک های تجزیه طلب و تروریستی، مدل سوریه را در ایران پیاده کند. اما آمادگی نهادهای امنیتی و ضربات موشکی ایران به مواضع این گروهک ها، همراه با نگرانی جهانیان از خلا قدرت در ایران، مانع اجرای این سناریو شده است.
سناریوی سوم «مهار» نام دارد که در آن آمریکا پس از ترور، به دنبال نصب رهبری سوم با رویکردی تعاملی تر است. با این حال، ماهیت انقلابی نظام، حضور جریان انقلابی در مجلس خبرگان و مخالفت عمومی با واگذاری توان دفاعی، موانع جدی بر سر راه این سناریو هستند. سناریوی چهارم «آتش بس» است که در اثر محدودیت های نظامی و فشار دیپلماتیک محقق می شود. این سناریو به دلیل تداوم حملات اسرائیل به لبنان، احتمال آشوب های داخلی و تهدید جنگ مجدد، مطلوبیت کمی برای ایران دارد. سناریوی پنجم «توافق» است که اگرچه می تواند بخشی از منافع را تامین کند، اما به دلیل زیاده خواهی ، در کوتاه مدت محتمل به نظر نمی رسد.
در نهایت، محتمل ترین سناریو، «جنگ فرسایشی» است. در این سناریو، ایران با تحمل هزینه ها و حفظ قابلیت های آفندی، جنگ را طولانی می کند تا هزینه های آمریکا و متحدانش را در بازار انرژی و عرصه نظامی افزایش دهد. طولانی شدن جنگ باعث می شود آسمان فلسطین اشغالی و کشورهای منطقه کاملا در برابر موشک های ایران آسیب پذیر شود و ایران بتواند خسارات سنگینی به دشمن وارد کند. این وضعیت ضمن تضعیف جایگاه آمریکا در برابر روسیه و چین، می تواند به شکست سنگین جمهوری خواهان در انتخابات آمریکا منجر شود. در نهایت، پس از خسارات زیاد و میانجیگری قدرت هایی مانند چین، آتش بس برقرار خواهد شد که در آن ایران بدون امتیازدهی قابل توجه، دستاوردهای راهبردی خود را حفظ کرده و آمریکا را با شکستی پرهزینه مواجه می سازد.
در این میان، تحولات اروپا نیز قابل توجه است. اروپا با افزایش مخارج نظامی تا سال ۲۰۳۵، به دنبال تقویت دفاع خود در برابر تهدیدات روسیه است. این افزایش مخارج می تواند رشد اقتصادی و اشتغال را در پی داشته باشد، اما اثربخشی آن به بومی سازی تولید وابسته است. در حال حاضر، وابستگی به واردات تسلیحات، اثرات رشدی را محدود کرده و ضریب تکاثر مخارج نظامی در اروپا حدود ۰.۵ برآورد می شود. این بازآرایی اقتصادی و نظامی در اروپا، بخشی از پیامدهای گسترده تر این جنگ فرسایشی در سطح جهانی است.