آوای مرگ دکترین «تجارت آزاد»

آوای مرگ دکترین «تجارت آزاد»
زمانی که سوداگری از سلامت انسان مهم تر می شود، دیگر نمی توانیم آن را «تجارت» بنامیم. می شود قتل گاه.
شاید باور نکنید، اما دکترین مقدس «تجارت آزاد» که غرب مدام از آن دم می زند، هر سال جان سه میلیون نفر را می گیرد. نه در جنگ ها، نه در بلایای طبیعی، بلکه در سفری آرام و تدریجی به سوی مرگ. این آمار را نه یک فعال سیاسی چپ، که پروفسور ریچارد پتو از دانشگاه آکسفورد ارائه داده است. او پیش بینی می کند که تا سی سال آینده، این رقم به ده میلیون مرگ در سال خواهد رسید. پنجاه میلیون نفر از جمعیت کنونی جهان که سنشان زیر هجده سال است، به دلیل سرطان ریه و بیماری های ناشی از مصرف سیگار، زودتر از موعد به خاک سپرده خواهند شد.
چه کسانی پشت این کشتار آرام اما عظیم ایستاده اند؟ سه شرکت غول پیکر آمریکایی: فیلیپ موریس، آر. جی. رینولدز و براون اند ویلیامسون. همان شرکت هایی که در داخل آمریکا، به دلیل مبارزات ضدسیگار و قوانین سختگیرانه، بازار خود را در حال از دست دادن می بینند. اما نگران نباشید؛ آنها راه حلی دارند:صدور مرگ به کشورهای فقیرتر.
پروفسور حمید مولانا در کتاب «ظهور و سقوط مدرن» با استناد به اسناد منتشرشده در روزنامه واشنگتن پست، فاش می کند که چگونه دولت آمریکا — همان دولتی که در داخل مردم را به ترک سیگار دعوت می کند و بر سلامت شهروندانش نظارت دارد — در سطح بین المللی، بزرگ ترین حامی و ترویج کننده مصرف سیگار است. این، تناقضی شگفت انگیز نیست؟ بله، اما برای نظام سرمایه داری جهانی، هیچ تناقضی وجود ندارد. فقط یک اصل حاکم است:سود.
ماجرا از جایی شروع شد که کسری تجاری آمریکا در سال ۱۹۸۴ به حدود ۱۲۳ میلیارد دلار رسید. ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور، تایلند و مالزی بازارهای خود را روی کالاهای آمریکایی بسته بودند. آمریکا به دنبال راهی بود تا هم کسری تجاری خود را جبران کند و هم بازارهای جدیدی برای کالاهایش پیدا کند. اما کدام کالا؟ سیگار، همان محصولی که در داخل آمریکا به یک کالای «نامطلوب» تبدیل شده بود.
ژاپن، دومین بازار بزرگ مصرف سیگار در جهان، حاضر به واردات سیگار از آمریکا نبود. کره جنوبی و تایلند نیز دروازه های خود را بسته بودند. اما واشنگتن روش خود را می دانست:تهدید.
سناتور جسی هلمز در نامه ای به نخست وزیر وقت ژاپن نوشت که اگر سهم سیگارهای وارداتی از آمریکا در مدت هجده ماه، بیست درصد افزایش نیابد، آمریکا علیه کالاهای ژاپنی تعرفه های سنگین وضع خواهد کرد. این، «تجارت آزاد» نبود. این، «ابتزاز مسلحانه» بود.
نتیجه چه شد؟ امروز هشتاد درصد بازارهای سیگار آسیا در دست آمریکایی هاست. ۲۱ درصد سیگار مصرفی ژاپن وارداتی است و شرکت های خارجی (بیشتر آمریکایی) سالانه حدود هفت میلیارد دلار فروش دارند. میلیون ها جوان چینی، اندونزیایی، هندی، تایلندی و کره ای، با تبلیغات فریبنده این شرکتها، در حالی به سیگار معتاد می شوند که هیچ اطلاعی از توطئه پشت پرده ندارند.
معاون رئیس جمهور آمریکا در دولت جرج بوش پدر، دان کوئیل، بی پرده ماهیت این سیاست را خلاصه کرد: «خبر مهم این نیست که مردم آمریکا کمتر سیگار مصرف می کنند. ما باید درباره صادرات خود فکر کنیم. ما باید بازارهای جدید را تصرف و موانع را برطرف کنیم.» یعنی صراحتا اعلام کردند که سلامت مردم جهان، در برابر سود شرکت های آمریکایی، هیچ ارزشی ندارد.
اما سیگار تنها مثال نیست. صنایع فیلم و سمعی بصری آمریکا نیز درآمد اصلی خود را از بازارهای خارجی تامین می کنند. فیلم های خشونت آمیز و جنایی که بازار داخلی خود را از دست داده اند، تحت حمایت دولت آمریکا و مقررات جدید «گات» (سازمان تجارت جهانی)، بازارهای تازه ای در آسیا و آفریقا پیدا می کنند. رییس کل بهداشت آمریکا، دکتر اورت کوپ، این وضعیت را اینطور توصیف کرده است: «خجالت آورترین کاری که این کشور کرده است، صادرات امراض، عاجز کردن افراد و فروش مرگ به وسیله سیگار است.» اما این خجالت، مانع تجارت نمی شود.
بانک جهانی تخمین زده است که اگر عادت سیگار کشیدن مردم جهان عوض نشود، در سه دهه آینده، تلفات ناشی از سیگار از مجموع تلفات ایدز، سل و بیماری های کودکان بیشتر خواهد شد. آیا این، همان «تجارت آزاد» است؟ آیا آزادی به معنای آزادی در کشتار است؟
نسخه شفابخشی شاید این باشد که : «اقتصاد انسانی، نه اقتصاد جهانی.» اقتصادی که در آن، جان انسان ها بر سود شرکت های چندملیتی اولویت داشته باشد. اما تا آن روز، «آوای مرگ دکترین تجارت آزاد» همچنان در گوش جان باختگان سیگار و خانواده هایشان طنین انداز خواهد بود. و ما، یا گوش می دهیم، یا سکوت می کنیم.
کانال در بله:
کانال در ایتا: