ترسالی ۱۴۰۵ ایران؛ پایان خشکسالی یا آغاز عصر نوسانات حدی اقلیم؟
سال آبی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ برای بسیاری از ایرانیان یادآور بازگشت باران پس از سال ها خشکسالی بود. افزایش محسوس بارش در غرب، شمال غرب و دامنه های زاگرس، رشد رواناب ها، افزایش ذخیره برخی سدها و بهبود نسبی پوشش گیاهی باعث شد این تصور در افکار عمومی شکل گیرد که ایران وارد یک دوره ترسالی پایدار شده و بحران آب کشور در حال پایان یافتن است. اما آیا واقعا چنین است؟ آیا افزایش بارش یک ساله را می توان نشانه خروج ایران از بحران اقلیمی دانست؟
بررسی داده های علمی و اقلیمی نشان می دهد که پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست. واقعیت آن است که ترسالی ۱۴۰۵ بیش از آنکه به معنای بازگشت ایران به شرایط اقلیمی گذشته باشد، نشانه ورود کشور به مرحله ای جدید از «بی ثباتی هیدرو–اقلیمی» است؛ مرحله ای که ویژگی اصلی آن، تناوب سریع خشکسالی و ترسالی، افزایش رخدادهای حدی و تشدید نااطمینانی اقلیمی است.داده های بازتحلیل ERA5 و بارش ماهواره ای GPM-IMERG نشان می دهد که در سال آبی ۱۴۰۵–۱۴۰۴، بارش در بخش هایی از زاگرس و شمال غرب ایران بین ۲۰ تا ۳۵ درصد بالاتر از میانگین بلندمدت بوده است. در استان هایی مانند لرستان، ایلام، کرمانشاه و چهارمحال و بختیاری، برخی سامانه های بارشی رکوردهای قابل توجهی ثبت کردند. اما همزمان، بخش هایی از شرق و جنوب شرق ایران همچنان با کمبود بارش مواجه بودند. این موضوع نشان می دهد که ترسالی اخیر نه یک ترسالی فراگیر ملی، بلکه یک ترسالی منطقه ای و ناهمگون بوده است.از سوی دیگر، همزمان با افزایش بارش، دمای ایران نیز همچنان روندی افزایشی داشته است. داده های اقلیمی نشان می دهد که میانگین دمای کشور حدود ۱٫۴ درجه سانتی گراد بالاتر از نرمال اقلیمی ثبت شده است. این مسئله بسیار مهم است؛ زیرا به این معناست که ایران اکنون همزمان با «ترسالی» و «گرمایش» مواجه است. در چنین شرایطی، بخش مهمی از آب حاصل از بارش ها به دلیل تبخیر بالا از دست می رود و بنابراین افزایش بارش الزاما به معنای افزایش پایدار منابع آب نیست.یکی از مهم ترین ویژگی های ترسالی ۱۴۰۵، افزایش بارش های کوتاه مدت و شدید بود. برخلاف گذشته که بارندگی ها اغلب به صورت آرام و مداوم رخ می داد، در سال اخیر سهم بارش های حدی افزایش یافت. این تغییر رفتار بارش، اگرچه موجب رشد سریع رواناب و آبگیری سدها شد، اما همزمان خطر سیلاب، فرسایش خاک و تخریب زیرساخت ها را نیز افزایش داد. در واقع، اقلیم جدید ایران به سمتی حرکت می کند که بارش ها کمتر قابل پیش بینی و شدیدتر می شوند.تحلیل سامانه های جوی نیز نشان می دهد که این ترسالی حاصل همزمانی چند عامل بزرگ مقیاس بوده است؛ از جمله گرمایش مدیترانه، تقویت انتقال رطوبت دریای سرخ، تغییر رفتار جت جنب حاره ای و افزایش دمای آب های اقیانوس هند و دریای عرب. این شرایط ظرفیت رطوبتی جو را افزایش داده و زمینه را برای وقوع بارش های سنگین فراهم کرده است.اما مسئله اصلی آن است که آیا این ترسالی می تواند بحران آب ایران را حل کند؟ پاسخ علمی منفی است. زیرا بحران آب ایران صرفا ناشی از کاهش بارش نیست، بلکه حاصل چند دهه برداشت بی رویه از آبخوان ها، توسعه نامتوازن کشاورزی، تخریب پوشش گیاهی و ضعف حکمرانی منابع آب است. حتی در سال های پربارش نیز افت آب های زیرزمینی در بسیاری از دشت های کشور ادامه دارد.به همین دلیل، خطرناک ترین برداشت از ترسالی ۱۴۰۵ آن است که تصور شود بحران آب پایان یافته است. تجربه جهانی نشان می دهد که در اقلیم های خشک، ترسالی های مقطعی می توانند سیاست گذاران را دچار خطای راهبردی کنند و اصلاحات ساختاری را به تعویق بیندازند. در حالی که داده های بلندمدت اقلیمی نشان می دهد آینده ایران بیش از آنکه با کاهش مطلق بارش تعریف شود، با افزایش نوسانات و رخدادهای حدی شناخته خواهد شد.امروز ایران وارد عصری شده که می توان آن را «عصر نوسانات حدی هیدرو–اقلیمی» نامید؛ عصری که در آن ممکن است یک منطقه در فاصله کوتاهی از خشکسالی شدید وارد سیلاب شود و سپس دوباره با تنش آبی مواجه گردد. این تغییر بنیادین، نیازمند بازتعریف کامل سیاست های آب، کشاورزی، مدیریت سرزمین و توسعه شهری است.در چنین شرایطی، مدیریت سنتی مبتنی بر میانگین های اقلیمی گذشته دیگر کارایی ندارد. آینده ایران نیازمند حکمرانی تطبیقی اقلیم، توسعه سامانه های هشدار سریع، بازسازی ظرفیت اکولوژیک سرزمین، اصلاح الگوی مصرف آب و افزایش تاب آوری در برابر رخدادهای حدی است.ترسالی ۱۴۰۵ اگرچه یک فرصت ارزشمند برای احیای نسبی منابع طبیعی و کاهش بخشی از تنش های آبی بود، اما در سطحی عمیق تر، هشداری علمی درباره ورود ایران به مرحله ای جدید از آشفتگی اقلیمی محسوب می شود؛ مرحله ای که در آن، آینده پایدار کشور نه در انتظار بازگشت اقلیم گذشته، بلکه در توانایی سازگاری هوشمندانه با اقلیم جدید رقم خواهد خورد.