علی اکبر بنی اسدی
11 یادداشت منتشر شدهوقتی آب، تمدن می سازد سمنان؛ روایتی زنده از حکمرانی آب و گردشگری تمدنی ایران
وقتی آب، تمدن می سازد
سمنان؛ روایتی زنده از حکمرانی آب و گردشگری تمدنی ایران
دکتر علی اکبر بنی اسدی / پژوهشگر حوزه گردشگری
در قرن بیست ویکم، بحران آب دیگر یک مسئله محلی نیست؛ به یکی از بزرگ ترین چالش های تمدن بشری تبدیل شده است. سازمان های بین المللی، دانشگاه ها و مراکز پژوهشی از «حکمرانی آب» و «مدیریت پایدار منابع آب» به عنوان یکی از مهم ترین الزامات آینده یاد می کنند. اما شاید پاسخ بخشی از این چالش، نه فقط در فناوری های نوین، بلکه در تجربه های تاریخی نهفته باشد؛ تجربه هایی که نشان می دهند انسان چگونه توانسته است در سخت ترین شرایط اقلیمی، زندگی، عدالت و پایداری را در کنار هم حفظ کند.
ایران، یکی از کهن ترین تمدن های سازگار با کم آبی است و بخش مهمی از این دانش هنوز در شهرهای تاریخی آن قابل مشاهده است. اگر امروز از «گردشگری تمدنی» سخن می گوییم، مقصود تنها بازدید از آثار تاریخی نیست؛ بلکه تجربه فهم یک تمدن است؛ فهم اینکه یک جامعه چگونه طبیعت را شناخته، منابع خود را مدیریت کرده و از دل محدودیت ها، فرهنگی برای زندگی ساخته است.
در میان شهرهای ایران، سمنان می تواند یکی از روشن ترین روایت های این تمدن را بازگو کند؛ روایت فرهنگ، حکمرانی و تمدن آب.
در این میان، سمنان یکی از شاخص ترین ظرفیت های ایران به شمار می آید؛ زیرا روایت این شهر، روایت یک اثر تاریخی نیست، بلکه روایت یک نظام زنده حکمرانی آب است.
این روایت از دامنه های البرز آغاز می شود. رودخانه گل رودبار از ارتفاعات شمال شهمیرزاد سرچشمه می گیرد، پس از عبور از شهمیرزاد، مهدی شهر و درجزین، به سمنان می رسد و در نقطه ای تاریخی به نام پارا، وارد سامانه ای می شود که پیشینه آن به حدود هزار سال می رسد. حدود هفتصد سال پیش، شیخ علاءالدوله سمنانی با ساماندهی و مهندسی این نظام، الگویی را تثبیت کرد که بر پایه عدالت در توزیع آب، مشارکت مردم و بهره برداری پایدار استوار بود؛ الگویی که شگفت انگیزتر از همه، هنوز نیز بخش هایی از آن در شهر جریان دارد.
در پارا، آب با نظمی دقیق به پنج سهم تقسیم و به شش استخر اصلی شهر هدایت می شد؛ استخر زاوقان، کوشمغان، باغ فیض، لتیبار و شاهجو که آب مورد نیاز محله های مختلف را ذخیره می کردند. از این استخرها، آب از طریق نهرهایی که هر یک به نام همان محله شناخته می شد، به باغ ها، باغ راه ها و زمین های کشاورزی می رسید و سپس آسیاب های آبی را به حرکت درمی آورد. در کنار این چرخه، آب انبارهای تاریخی نیز امنیت آب شرب شهر را در روزهای گرم و سال های کم آبی تضمین می کردند. این شبکه، تنها سامانه ای برای انتقال آب نبود؛ ساختاری بود که اقتصاد، کشاورزی، فضای شهری و زندگی اجتماعی را به یکدیگر پیوند می داد.

اما ارزش واقعی این سامانه، تنها در سازه های آن نیست؛ در حکمرانی آب است. میراب، امین مردم و مسئول اجرای عدالت در توزیع آب بود. سهم هر بهره بردار در اسنادی به نام انگار ثبت می شد و انگارنویسان آن را با خط سیاق می نوشتند؛ اسنادی که علاوه بر ثبت حقابه، حافظ نظم اجتماعی و حقوق عرفی شهر بودند. این مجموعه نشان می دهد که در سمنان، آب نه با زور، بلکه با قانون، اعتماد، مشارکت و مسئولیت اجتماعی مدیریت می شد.
این فرهنگ، تنها در نهرها، استخرها و سازوکارهای تقسیم آب خلاصه نمی شد، بلکه در متن زندگی مردم سمنان جریان داشت. آب در این شهر، فراتر از یک منبع طبیعی یا سرمایه اقتصادی، جایگاهی فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی یافته بود. حقابه در برخی سنت های محلی بخشی از مهریه به شمار می رفت، نذر آب و وقف آب انبارها از جلوه های نیکوکاری و مسئولیت اجتماعی بود، آیین هایی مانند «آب سحر» احترام به آب را در فرهنگ عمومی بازتاب می داد و مشارکت مردم در نگهداری نهرها و رعایت حقابه دیگران، نشان از شکل گیری فرهنگی مبتنی بر اعتماد، انصاف و همزیستی داشت. در حافظه تاریخی سمنان، میراث شیخ علاءالدوله سمنانی نیز نمادی از پیوند دانش، اخلاق و حکمرانی است. ساماندهی نظام آبیاری به دست او تنها یک اقدام مهندسی نبود؛ بلکه تلاشی برای استقرار نظمی عادلانه در بهره برداری از منابع مشترک به شمار می رفت؛ نظمی که بر مسئولیت اجتماعی، رعایت حقوق عمومی و عدالت در توزیع آب استوار بود. از همین رو، آب در سمنان تنها در نهرها جاری نبود؛ در فرهنگ، اخلاق و شیوه زندگی مردم نیز جریان داشت.
اگر با نگاه تمدنی به این منظومه بنگریم، دست کم شش لایه در آن قابل مشاهده است: لایه طبیعی با رودخانه گل رودبار؛ لایه مهندسی با پارا، نهرها، استخرهای ذخیره، آب انبارها و آسیاب های آبی؛ لایه حکمرانی با پارابان، میراب، انگار، مره و خط سیاق؛ لایه اقتصادی با کشاورزی، باغداری و تولید؛ لایه فرهنگی و اجتماعی با آیین ها، سنت ها و حقابه؛ و لایه اخلاقی و معنوی که آب را امانتی عمومی و عدالت در تقسیم آن را یک فضیلت می دانست.
این مجموعه، سمنان را به یک منظر فرهنگی آب تبدیل کرده است؛ منظری که در آن، طبیعت، مهندسی، مدیریت، فرهنگ و معنویت در کنار یکدیگر معنا پیدا می کنند.
در کنار این میراث کالبدی، آنچه به نظام آبیاری سمنان هویت و پایداری بخشیده، میراث ناملموس آن است؛ دانشی که طی قرن ها نسل به نسل منتقل شده و در قالب نقش هایی مانند میراب، پارابان و انگارنویس، اسنادی همچون انگار و مره، خط سیاق، فرهنگ حقابه، آیین های مرتبط با آب و ارزش هایی چون عدالت، مشارکت، اعتماد و احترام به حقوق دیگران تداوم یافته است. اگر این دانش، روایت ها، مهارت ها و حافظه جمعی فراموش شوند، حتی با باقی ماندن نهرها، استخرها و آب انبارها، بخش مهمی از روح این تمدن از میان خواهد رفت. ازاین رو، پاسداری از میراث ناملموس، به همان اندازه حفاظت از سازه های تاریخی، ضرورتی برای حفظ هویت این نظام و انتقال آن به نسل های آینده است.
اهمیت این میراث، تنها در حافظه تاریخی مردم شهر خلاصه نمی شود. نظام آبیاری سنتی سمنان و استخرهای تاریخی آبیاری سمنان هر یک به صورت مستقل در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده اند. این ثبت ها، ارزش تاریخی و فنی این میراث را تایید می کنند؛ اما ارزش واقعی سمنان، در زنده بودن این نظام است. برخلاف بسیاری از نظام های تاریخی آب که امروز تنها در کتاب ها یا موزه ها دیده می شوند، در سمنان هنوز آب در بخشی از نهرهای تاریخی جریان دارد، نظام حقابه در برخی عرصه ها ادامه یافته و واژه هایی مانند پارا، پارابان، میراب، انگار و مره همچنان در حافظه اجتماعی شهر زنده اند. همین تداوم، سمنان را از بسیاری از نمونه های تاریخی متمایز می کند؛ زیرا اینجا با یک میراث خاموش روبه رو نیستیم، بلکه با یک میراث زنده مواجه هستیم.
با این همه، حفاظت از این میراث نباید تنها به نگهداری سازه ها محدود شود. اگر نهرها، استخرها و آب انبارها باقی بمانند، اما روایت میراب، فرهنگ حقابه، دانش انگارنویسان و فلسفه عدالت در تقسیم آب فراموش شود، بخش مهمی از روح این میراث از دست خواهد رفت. میراث آب، پیش از آنکه مجموعه ای از سازه ها باشد، مجموعه ای از دانش، فرهنگ و تجربه زیسته است.
این ویژگی، فرصت بزرگی برای توسعه گردشگری تمدنی آب است؛ شاخه ای از گردشگری که در آن، گردشگر تنها یک سازه آبی را نمی بیند، بلکه مسیر کامل یک تمدن را تجربه می کند؛ در این رویکرد، گردشگر تنها از یک آب انبار یا آسیاب آبی بازدید نمی کند؛ بلکه مسیر شکل گیری یک تمدن را تجربه می کند. او از سرچشمه گل رودبار تا پارا را دنبال می کند، منطق تقسیم آب را می آموزد، در کنار استخرهای تاریخی و نهرهای محله ها قدم می زند، باغ راه ها را می بیند، با روایت پارابان و میراب آشنا می شود، اسناد انگار و مره را می شناسد و درمی یابد که چگونه مردمان یک شهر کویری، هزار سال پیش، مفاهیمی چون حکمرانی مشارکتی، عدالت در توزیع منابع، تاب آوری و توسعه پایدار را در عمل اجرا کرده بودند.
شاید مهم ترین پیام سمنان برای جهان امروز این باشد که مدیریت آب، پیش از آنکه یک فناوری باشد، یک فرهنگ است. فناوری می تواند آب را منتقل کند، اما تنها فرهنگ، اعتماد، مشارکت و عدالت می تواند آن را پایدار نگه دارد.
اگر تخت جمشید روایت شکوه دولت ایرانی است، اصفهان روایت هنر و معماری، یزد روایت سازگاری با اقلیم خشک و کرمان روایت تاب آوری ایرانیان ، سمنان می تواند روایت زنده حکمرانی آب ایران باشد؛ روایتی که هنوز در جریان آب، در حافظه مردم و در کالبد شهر نفس می کشد.