نگاهی به پدیده طلاق عاطفی

1 فروردین 1403 - خواندن 5 دقیقه - 424 بازدید


نگاهی به پدیده طلاق عاطفی در جامعه ایران

امیرحسین صفدری پژوهشگر علم حقوق در خصوص این پدیده اجتماعی نوشت:

یکی از مهمترین و پر اهمیت ترین پدیده های اجتماعی که در هر جامعه ای وجود دارد و اثرات منفی زیادی هم بر خانواده ها می گذارد پدیده اجتماعی طلاق عاطفی است؛ تعاریف زیادی از طلاق عاطفی تاکنون ارائه شده است، اما به زبان ساده طلاق عاطفی یعنی: یک مکانیزم روانشناختی که وقتی زوجین در زندگی مشترک خود آن طراوت و شادمانی اولیه را از دست می دهند، و یا خلاهای عاطفی و روحی بین آنها ایجاد می شود، معمولا زوجین به سبب این مسائل زندگی مشترک خود را در نقطه پایان میبینند که برای رهایی از این وضعیت در نهایت اقدام به طلاق قانونی و جدایی می کنند.

طلاق در لغت به معنی گشودن گره و رها کردن است و در فرهنگ لغت حقوقی هم به معنای انحلال رابطه زناشویی در عقد نکاح دائم خواه به قصد و رضای زوج باشد خواه به وسیله نماینده قانونی زوج تعریف شده است؛ حتی برخی از استادان حقوق فرانسه هم در تعریف طلاق گفته اند: طلاق قطع رابطه زناشویی به حکم دادگاه، در زمان حیات زوجین، به درخواست یکی از آنان یا هر دو است. در زندگی زناشویی هم طلاق یعنی: از بین رفتن اعتماد، وفاداری، آرامش، صداقت، تعهد و...، و پدیدار شدن تنش های روحی و روانی برای همسر و فرزندان در یک زندگی مشترک می باشد.

خانواده به لحاظ قدمت ابتدایی ترین و از لحاظ گستردگی جهان شمولترین نهاد اجتماعی می باشد؛ پژوهشگران معتقدند که خانواده از نخستین نظام های نهاد عمومی و جهانی است که برای رفع نیازی های حیاتی و عاطفی انسان و بقای جامعه ضرورت تام دارد؛ روابط مناسب در جامعه بر اساس روابط مناسب در خانواده شکل می گیرد و هر اندازه روابط درون خانواده مناسب تر باشد خانواده و به تبع آن جامعه از ثبات و استحکام بیشتری برخوردار است.

به صراحت می توانم بگویم که طلاق عاطفی یا همان طلاق خاموش خطرناک ترین و مهمترین نوع طلاق در جامعه می باشد، چرا که در خانواده هایی که دچار طلاق عاطفی می شوند، اکثر مواقع یک تشن روانی و جدال عاطفی بین زن و مرد و یا حتی فرزندان آن خانواده وجود دارد. متاسفانه باید بگویم که نبود آمار دقیق از میزان طلاق عاطفی نشان می دهد که این پدیده تا چه اندازه مهم است و نباید این پدیده را در جامعه نادیده بگیریم.

نکته مهم در خصوص طلاق عاطفی این است که در خانواده هایی که دچار طلاق عاطفی می شوند اوضاع نابسامانی وجود دارد و معمولا زن در این نابسامانی ها انزوا طلبی اختیار کرده و خود را شریک زندگی نمی داند و تنها به دلیل شرایط اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و... به زندگی مشترک خود ادامه می دهد. 

باید بگویم که هیچ جامعه ای بدون داشتن خانواده سالم نمیتواند که ادعای سلامت کند، چرا که هر جامعه ای از خانواده های آن جامعه ساخته شده و تاثیر می گیرد و وقتی اعضای خانواده دچار آسیب های روحی و عاطفی شوند بی شک این مسله در جامعه هم تاثیر می گذارد و اثرات منفی آن را نمی توان نادیده گرفت.

علایم طلاق عاطفی در خانواده ها متفاوت است اما معمولا به این صورت است که: عدم توجه به خواسته های همسر، مخدوش شدن نقش اعضای خانواده، سرکوب شدن نیازها، بحث و مقصر جلوه دادن یکدیگر، فرار از خانه، تمرکز روی نقاط ضعف یکدیگر، بی اعتمادی، بدبینی و بدگمانی به یکدیگر، عدم توجه به نیاز جنسی و عاطفی، توهین و هتک حرمت نسبت به هم و... که این رفتارها از جمله علایمی است که در خانواده هایی که دچار طلاق عاطفی شده اند به شدت دیده می شود.

با توجه به اینکه طلاق عاطفی نقش مهمی در به خطر انداختن سلامت خانواده و جامعه دارد و با در نظر گرفتن این نکته که تاکنون علی رغم توجه به طلاق قانونی، مسئله طلاق عاطفی کمتر مورد توجه قرار گرفته است باید بگویم که در طلاق عاطفی، زن و شوهر بدون اینکه به طور رسمی و قانونی از هم جدا شوند، احساسات خود را از هم پنهان می کنند و دیگر اعتماد و احساسی بین آنها نمایش داده نمی شود. 

زن و مرد با اینکه در یک خانه و زیر یک سقف زندگی می کنند، باهم غذا می خورند، باهم کار می کنند و... در اصل دو انسان بی تفاوت و بی احساس نسبت به هم هستند و سر هر کدامشان به مسائل و امور خود گرم می شود که ادامه این شکل زندگی کردن می تواند آنها را به سمت ازدواج سفید و شروع یک رابطه دیگر سوق بدهد.