pedram fereshtekhou
15 یادداشت منتشر شدهسبب فلسفه
به مثابه مقالاتی که در مود تئوری باقی مانده و صرفا هدف حصول رتبه بندی مراکز آکادمیک فارغ از پارامترهای دیگر باشد و به نسخه کاربردی اجرایی در صنعت و فرهنگ مبدل نگردد، عموم مباحث فلسفی نیز مبهم و انتزاعی باقی مانده و دردی از درد دوا نمیسازد.
اصولا چنانچه هدف از فلسفه، شناخت ماهیت و پاسخ به پرسشها باشد، نباید مشکل مضاعفی به صورت مساله افزوده شود. البته که باید بین ابراز و بیان نادرست یک بحث و ماهیت استدلال نادرست تفاوت قائل شد اما به نظر میرسد معضل اصلی رایج در شرح فلسفه، انتزاعی زده شدن متون به جای شرح روشن و بدون حجاب است که ناشی از به کارگیری واژگان جدید و مبهم و یا عربی در ترجمان است که گویی اثر ادبیات است و کوشش در فهم جملات میباشد تا اصل مطلب فلسفه. چنانچه حتی از واژگان درخور استفاده گردد نیز نصف ماجرا بوده و مشکل از نسخه اصلی پیرو مکتب پیچیده سازی و انتزاعی سازی فلسفی در دنیای فیلسوفان و بازی با واژه ها است. فلسفه باید نسخه ای جهت درمان و پاسخ به مبهمات و یا لااقل شناخت ماهیتها باشد ونه مقوله مجزای نیازمند شناخت مستقل و چنانچه فلسفه را رهنما ندانیم که دیگر به چه کار آید.
ابزار و مسیر جهت رسیدن مقصود است و چنانچه ابزار و مسیر به هدف مبدل گردد، از مقصد باز میمانیم. گفت به مانند شریعت که چراغ است و روشنایی ده که چراغ هنگام راه رفتن در تاریکی برای دیدن است و بعد از آن نوبت طریقت، اگر انسان شریعت را نه وسیله بلکه هدف بپندارد، آن چراغ دیگر چه فایده.