تقابل «تجربه زیست شده تماشاگر» در دو فضای تئاتر و تلویزیون

وقتی از تجربه زیست شده تماشاگر سخن می گوییم، در واقع از دنیای ادراکی، زمانی و مکانی صحبت می کنیم که فرد در هنگام تماشای یک اثر سپری می کند، و در این میان، تفاوت میان تماشاگر تئاتر و تماشاگر تلویزیون، تفاوت میان دو نوع هستی است. در تئاتر، تماشاگر وارد یک قرارداد حضور فیزیکی می شود که در آن، زمان و مکان، از حالت معمول خارج شده و به یک امر واحد و مشترک تبدیل می شوند. تماشاگر تئاتر تنها یک بیننده نیست، بلکه بخشی از اکوسیستم آن لحظه است؛ حضور او، تنفس های او و حتی سکوت هایش، بر انرژی بازیگران و روند روایت تاثیر می گذارد. در این زیست جهان، تماشاگر با حقیقتی روبروست که در لحظه ساخته می شود و از دست می رود، و همین «غیرقابل بازگشت بودن» باعث می شود که تمرکز و حضور او، عمیق تر و لرزان تر باشد. در تئاتر، تماشاگر با بدن واقعی بازیگر در یک فضای مشترک مواجه است و این نزدیکی فیزیکی، مرز میان واقعیت و نمایش را به شکلی انسانی و ملموس، کمرنگ می کند. اما در مقابل، زیست جهان تماشاگر تلویزیون، بر پایه منطق «حضور از راه دور» و «تکرار» بنا شده است. تماشاگر تلویزیون، در حالی که در محیط امن و خصوصی خانه اش حضور دارد، به دنیایی از تصاویر می نگرد که میان او و واقعیت، یک لایه شیشه ای و الکترونیکی قرار گرفته است. در تلویزیون، زمان دیگر یک جریان واحد و همزمان نیست؛ بلکه زمانی است که می توان آن را متوقف کرد، عقب برد یا با تکرار برنامه ها، در آن غرق شد. این ویژگی باعث می شود که حضور مخاطب در تلویزیون، اغلب از نوع «حضور پراکنده» باشد؛ او می تواند همزمان با تماشای تصویر، به کارهای دیگر مشغول باشد، زیرا تلویزیون بر پایه راحتی و عدم نیاز به تعامل فیزیکی طراحی شده است. در حالی که تئاتر تماشاگر را به چالش می کشد تا تمام وجود خود را در یک زمان مشخص به یک مکان مشخص معطوف کند، تلویزیون با طبیعت تکرارشونده و در دسترس بودن خود، مخاطب را به نوعی عادت و سکون می کشاند.
در زیست جهان تئاتر، تماشاگر با «اتفاق» روبرو است، اما در زیست جهان تلویزیون، او با «بازنمایی مداوم» روبرو می شود.
این تفاوت بر نوع درک ما از حقیقت اثر می گذارد؛ تئاتر با بازگرداندن مخاطب به حضور بی واسطه و زنده، او را با شکاف های واقعیت روبه رو می کند، اما تلویزیون با بسته بندی تصاویر و ارائه آن ها در قالب های تکراری و راحتی، نوعی زیست جهان مصنوع و مدیریت شده را به او پیشکش می کند که در آن، حضور مخاطب، حضوری است که از طریق کادر و تصویر، از پیش طراحی و کنترل شده است.