گذار از «صحنه» به «صفحه» نمایش ؛ تحلیل تفاوت میان مدیوم تئاتر و سینما/تلویزیون

12 آبان 1405 - خواندن 3 دقیقه - 35 بازدید




گذار از «صحنه» به «صفحه»، تنها یک جابه جایی از یک مکان فیزیکی به یک بستر تکنولوژیک نیست، بلکه تغییر بنیادین در منطق روایت، نحوه حضور و شیوه درک معناست. در دنیای صحنه، ما با مدیومی روبرو هستیم که بر پایه «مجاورت» بنا شده است؛ مجاورت میان بدن بازیگر و چشم تماشاگر، و مجاورت میان زمان واقعی و زمان دراماتیک. 

در تئاتر، نمایش در یک فضای بسته و محدود رخ می دهد که در آن، قدرت تصویر از طریق ابعاد واقعی فیزیکی و حرکت در فضا تامین می شود. تماشاگر در صحنه، خود را بخشی از یک رویداد زنده می بیند که اگر لحظه ای از تمرکز خود بازگردد، ممکن است بخش مهمی از آن «اتفاق زنده» را از دست بدهد. در این زیست ، مدیریت توجه مخاطب از طریق حضور فیزیکی و انرژی صحنه انجام می شود و هر چیز، از کوچک ترین حرکت دست تا بلندترین فریاد، در یک کادر باز و نامحدود دیداری رخ می دهد. اما وقتی از صحنه عبور می کنیم و به سمت «صفحه» حرکت می کنیم، منطق بازی به جای «حضور»، بر پایه «نمایش کنترل شده» استوار می شود. در صفحه، یعنی سینما و تلویزیون، کادر دیگر یک فضای باز نیست، بلکه یک ابزار قدرت است که توسط دوربین تعریف می شود. در صفحه، تماشاگر دیگر در جایگاه یک ناظر آزاد نیست، بلکه از طریق زاویه دوربین، میزان نور و نوع کادربندی، دیکته می شود که دقیقا به کدام نقطه از واقعیت بنگرد.

 اگر در صحنه، تماشاگر می تواند با چشم های خود در فضای نمایش جست وجو کند، در صفحه، دوربین است که برای او تصمیم می گیرد چه ببیند و چه نبیند. این انتقال از صحنه به صفحه، در واقع انتقال از «هنر حضور» به «هنر کادر» است. 

در صفحه، تصویر می تواند از هر زاویه ای و از هر فاصلیه ای ارائه شود؛ می توان از یک جزئی ترین حرکت چشم، تصویری عظیم و اثرگذار ساخت که در صحنه تئاتر هرگز ممکن نبود. این یعنی صفحه، قدرت «بزرگ نمایی» و «کوچک نمایی» را به نمایش در می آورد و با این کار، پیوند مخاطب با واقعیت را تغییر می دهد. در صفحه، زمان نیز برخلاف صحنه، دیگر یک جریان خطی و زنده نیست، بلکه می تواند با تدوین، بریده، چسبانده و بازسازی شود. 

این یعنی صفحه، روایت را از بند زمان واقعی رها می کند و به آن قدرتی می بخشد که می تواند با دستکاری در توالی تصاویر، احساسات مخاطب را به شکلی دقیق تر و مهندسی شده تر مدیریت کند. 

 تقابل صحنه و صفحه، تقابل میان «تجربه زیسته از یک اتفاق» و «مشاهده بازنمایی یک اتفاق» است. صحنه بر پایه شکوه حضور و مواجهه با حقیقت آنی است، در حالی که صفحه بر پایه دقت تصویر و قدرت مدیریت کادر بنا شده است و این گذار، جهان نمایش را از یک امر اجتماعی و جمعی حضور محور، به امری بصری، تکنولوژیک و کادرسازی شده تبدیل می کند.