اعتیاد به قدرت و ایدلوژی، افیونی که اوردوزی ویران کننده برای جامعه است.
شاید بجرات بتوان گفت که اکثر قریب به اتفاق افراد به شکلی به اعتیاد مبتلا می شوند؛ تنها چیزی که در مورد افراد مختلف، تفاوت دارد؛ نوع اعتیاد، زمان و میزان ابتلا ست؛ یک نفر به الکل، یک نفر به مواد مخدر، یک نفر به فضای مجازی، یک نفر به خواندن کتاب، یک نفر به دیدن فیلم، یک نفر به عبادت ، یک نفر به شستن زیاد، یک نفر به کار، یک نفر به خرید کردن، یک نفر به نظافت ، یک نفر به نشستن بر صندلی قربانی، یک نفر به قدرت، یک نفر به جنگ طلبی و....و گاهی یک نفر به چندین مورد از موارد فوق مبتلا می شود.
همه این عادات و رفتار و... اگر از میزان اعتدال خارج شوند نوعی اعتیاد، محسوب می شود؛ برخی افراد قادرند بین موارد فوق چندین مورد را با مدیریت و به اعتدال بصورت موازی یا جایگزین هم استفاده کنند و به یکی وابستگی شدید پیدا نکنند. برخی افراد نیز از موارد فوق ، بسته به میزان پشتکار، حس درونی، ارزشمندی و....انتخاب بهتری را برمی گزینند.
در حقیقت هر کسی در این دنیا چیزی در می یاید و برای رهایی از اضطراب ها، گرفتاریها، ضعف ها، کاستی ها و یا... به آن پناه می برد. اکثر ما انسانها در زندگی به چیزی معتادیم؛ تنها علایق، سلایق ، سرشت، شرایط محیطی، ژنها و مغز ماست که تعیین می کند به چه چیز و تا چه اندازه معتاد می شویم. بعضی از افراد از بوی سیگار، الکل و... بدشان می آید و زیاد هم در معرض آن قرار نمی گیرند( شرایط محیطی و سلایق بویایی و چشایی)؛ یعنی برای اولین بار که بوی این مواد را استشمام می کنند و یا طعم آن را مزه می کنند از آن متنفر می شوند و زیاد هم در معرض آن قرار نمی گیرند، در چنین حالتی شاید بتوان گفت بسیاری از ما بعلت خوش شانسی و ساختار ژنتیک و... به سمت مواد مخدر و الکل و... کشیده نمی شویم.
انسانها برای آرام شدن، رهایی از ضعف ها،کاستی ها، اضطرابها، شرایط محیطی نامناسب و... چنگ آویز چیزی می شوند و به آن پناه می برند تا آنان را آرام کرده و در خود غرق کند.خوش شانس ترین افراد کسانی هستند که به خواندن کتاب ، کار کردن و...اعتیاد پیدا می کنند که البته نه فقط ناشی از خوش شانسی که بیشتر ناشی از انتخاب آگاهانه و پذیرفتن سختی ها، مسئولیت ها و.... پیش روی است؛ کسانی که ترجیح می دهند با کار و تلاش و مطالعه و... به جان سختی بخرند اما به سختی های بعد از حس و حال های مواد مخدر و... تن در ندهند. چراکه اعتیاد به کار، مطالعه و... در ابتدا با سختی همراه است اما اغلب در نتیجه و در پی خود آسودگی بهمراه دارد اما اعتیاد به مواد مخدر، الکل و... در ابتدا حس رهایی، سرخوشی و... بهمراه داشته اما در آخر همیشه با سختی ها و مشکلات عمده ای همراه می شود.
افرادی که به الکل و مواد مخدر، مخصوصا نوع پرخطر آن معتاد می شوند بیشترین خطر را برای خود، پس از آن برای نزدیکان خود و گاهی برای دیگران ایجاد می نمایند.
افرادی که به قدرت، معتاد می شوند و پیاله پیاله آن را سر می کشند تا ضعف ها، کاستی ها و اضطرابها و... خود را در پس آن بدست فراموشی سپرده و یا لااقل پنهان کنند ، خطرناکترین افراد برای جامعه محسوب می شوند، بخصوص اگر بر مسند خلافت، حاکمیت و... سوار شوند؛ اعتیاد به دور بالای قدرت را تجربه خواهند کرد چراکه منقل حاکمیت و پیاله فرماندهی چنان از خود بی خودشان می کند و چنان در توهم این اعتیادشان غرق می شوند که بابتش، انسان ها را سلاخی می کنند، تفتیش عقاید می کنند و...
کسانی که به قدرت معتادند و بر اریکه و مسند حاکمیت جامعه ای تکیه می زنند؛ خطرشان از آنان که روی شیشه اند؛ گل می کشند و....بمراتب بیشتر است بخصوص اگر این مخدر قدرت را همراه با تعصب ایدلولوژیکی بزنند؛ از هر افیونی خطرناکتر و کشنده تر است. اوردوزی ویرانگر که گریبانگیر جامعه می شود؛ این معتادان برای جامعه از هر معتاد دیگری مضرترند چراکه هر بلایی ممکن است دامن گیر ملت چنین جامعه ای شود!!!