بیان واقعه در عالم شهادت

[عزالدین محمود بن علی کاشانی]
هریک از واقعه و منام منقسم می شود به سه قسم، قسم اول، کشف مجرد و آن چنان بود که کسی به دیده روح مجرد از خیال، صورت حال که هنوز در حجاب غیب بود، در خواب یا واقعه مطالعه کند و بعد از آن، همچنان که دیده باشد، برمتها در عالم شهادت واقع؛ یا از حجاب غیب به عالم شهادت آمده باشد، ولکن به نسبت با بیننده آن، هنوز حکم غیب دارد به سبب غیبت از حس ظاهر او؛ چنانکه مثلا کسی به خواب بیند که فلان جای دفین های بر این صفت پنهان است و چون بازجوید، هم بر آن وصف بود که دیده باشد. این قسم را کشف مجرد، از بهر آن خواندیم که قوت متخیله را در آن هیچ تصرف نبوده باشد و آن را لباس خیالی نپوشانیده. و این معنی اگر به طریق مشاهده ادراک افتد، مدرک آن بصیرت روح بود.(1)
***
[یزدانپناه عسکری]
ادراک شده مدرک به بصیرت و در حجاب غیب، نسبت به بیننده آن، حکم غیب و معرفت در خاموشی دارد. هنگام بیان واقعه با دیگران در عالم شهادت، جهت برقراری ارتباط کلامی، ناگزیر است از تشبیه و همانند سازی با خزانه خیال و محسوسات.
___________________________
1 - مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، عزالدین محمود بن علی کاشانی، مصحح جلال الدین همایی، سخن - تهران - 1394
