تکرار صورت در عالم مثال

[عبد الرحمن جامی]
حضرت اعلی غیب مطلق باشد، و حضرت انزل شهادت مطلق. و تو از این حضرت که انزل و اسفل حضرات است به طریق قهقرا باز گرد و ببین که هر چه در عالم محسوس است مثالی و صورتیست مر آن چیزی را که در عالم مثال است، و هر چه در عالم مثال است صورت و مثال شانی از شئون حضرت ربوبیت است، و هر چه در حضرت ربوبیت است صورت اسمیست از اسماء الله، و هر اسمی صورت صفتی، و هر صفتی وجهی مر ذات متعالیه.(1)
کل ما فی الکون وهم او خیال - او عکوس فی مرایا او ظلال
لاح فی ظل السوی شمس الهدی - لا تکن حیران فی تیه الضلال
کیست آدم عکس نور لم یزل - چیست عالم موج بحر لا یزال
عکس را کی باشد از نور انقطاع - موج را چون باشد از بحر انفصال
عین نور و بحر دان این عکس و موج - چون دوئی اینجا محال آمد محال
رهروان عشق را بنگر که چون - هر یکی را بر دگرگون است حال
آن یکی در جمله ذرات جهان - دیده تابان آفتابی بیزوال
و ان دگر ز آینه هستی عیان - دیده مستورات اعیان را جمال
و ان دگر در هر یکی آن دیگری - دیده من غیر احتجاب و اختلال(2)
***
[بدیع الزمان فروزانفر]
عارفان متاخر آدم را بمعنی هر مرتبه از مراتب ظهور و آفرینش گرفتهاند بنا بر آن که هر چه در عالم محسوس است، صورتی در عالم مثال دارد و صورت مثالی، به اعتبار بساطت، صورتی در عالم ملکوت و جبروت و لاهوت دارد و این مراتب از ملک تا لاهوت همه در علم حق موجود. (3)
***
[یزدانپناه عسکری]
قدم گذاردن در راه طی شده، توجه و ملکه و دقت در عالم مثال و برگزیدن صورتی از صورت ها و مشاهده و بررسی مجدد وقایع.
______________________
1 - عبد الرحمن جامی، نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، تهران، چاپ: دوم، 1370. ص181 ، 182
2 - دیوان کامل جامی، ص 497- 498
3 - بدیع الزمان فروزانفر، شرح مثنوی شریف (فروزانفر)، 3جلد، انتشارات زوار - تهران، چاپ: اول، 1367. ج3 ؛ ص8602
