حکم دیهیم

[محی الدین ابن عربی]
تمام عالم تحت قهر و غلبه ی او و در قبضه ی قدرت اوست، به شهود و تجلیش = اگر خواست و یا هر کس را خواست – زنده می کند، و به احتجاب و سرش – اگر خواست و یا درباره هر که خواست – می میراندش، ولی می داند که تا به شخص تجلی نکرده است آن شخص هیچ قیدی ندارد، و چون بعد از این تجلی حجابی باقی نمی ماند و او را – به سبب شهودش – حیات ذاتی حاصل می گردد، پس در این حالت با حجاب و ستر نمی میرد، و اگر به او تجلی نکند – در حالی که او پیوسته متجلی است ولی شخص درک نمی کند – در آن صورت به سبب جهلش محجوب به او، مرده است، نقطه ی مقابل حیات با علم، مرگ در جهل است و به واسطه ی نور است که این علم حصول می یابد، ... و حکم، دیهیم راست.(1)
***
[یزدانپناه عسکری]
تداوم حیات به ملکوت، در حکم دیهیم نور تعقل قلب است.
_______________________
1 – فتوحات مکیه، شیخ محی الدین ابن عربی، ترجمه تعلیق محمد خواجوی- تهران: انتشارات مولی، 1383، جلد 11، صفحه 17
[فالعالم کله تحت قهره و فی قبضته یحیی بشهوده و تجلیه اذا شاء او لمن شاء و یمیته باحتجابه و ستره اذا شاء او فی حق من شاء و لکن ما لم یتجل لشخص تجلیا یعلم انه هو غیر مقید فاذا تجلی فی مثل هذا فلا حجاب بعد هذا التجلی فله الحیاه الذاتیه بشهوده فلا یموت ابدا موت الحجاب و الستر فان لم یتجل له و هو متجل ابدا و لکن لا یعرف فالمحجوب بجهله به میت فان حیاه العلم یقابلها موت الجهل و بالنور یقع حصوله. ... و الحکم للتتویج.(محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه ، اربع مجلدات، 4جلد، دار الصادر - بیروت، چاپ: اول، ج3، ص: 100 ، 101)]
