حقیقتی مبتنی بر نظامی به ظاهر متضاد

1 مرداد 1405 - خواندن 2 دقیقه - 4 بازدید



[محی الدین ابن عربی]

ابوطالب مکی رحمه الله می گوید: « ان الافلاک تدور بانفاس العالم = افلاک و آسمانها به نفس های جهان می چرخد» و چون اثر، آنچه را که در قوه دارد بیرون ریخت، به طوری که دیگر نزدش چیزی باقی نمانده باشد که بیرون ریزد، از آن جهت که بخشنده و بیرون ریزنده است معدوم و هلاک می شود، ولی معتبر در بقای عالم عین جوهرش می باشد که طبیعتش (هر دم) صورتی را ظاهر می سازد، بنابراین از معدوم شدن صورتها، انعدام عالم، از حیث جوهریتش لازم نمی آید، مگر آنکه صورت، اصل نباشد، در آن صورت عالم، از حیث جوهرش – به سبب انعدام تمام صورتها – معدوم می گردد؛ و به این باب مسائل بسیاری از الهیات تعلق می گیرد.(1)

***

[یزدانپناه عسکری]

آغاز آگاهی مخلوق در تعقل نفس های وجودی، همچنین اعتبار بقای عالم عین جوهرش از حیث ثبوت است. تعلق آگاهی و هم زمان مرگ مخلوق و برگشتن عین جوهر به ساحت لایتناهی (تدور) را با چه منطقی می شود بیان کرد.

____________________

1 – فتوحات مکیه، شیخ محی الدین ابن عربی، ترجمه تعلیق محمد خواجوی- تهران: انتشارات مولی، 1383، جلد 3، ص 213 (536/6)

[یقول ابو طالب المکی- رحمه الله!-:" ان الافلاک تدور بانفاس العالم".- و اذا اعطی الاثر ما فی قوته، بحیث لا یبقی عنده شیء یعطیه، هلک من کونه معطیا و المعتبر فی بقاء العالم انما هو عین جوهره، الذی اظهرت کونه صوره ما. فالصور لا یلزم من انعدام شیء منها، انعدام العالم من حیث جوهریته. الا ان لا تکون الصوره اصلا، فیعدم العالم من حیث جوهره، لانعدام جمیع الصور.- و یتعلق، بهذا الباب، مسائل من الالهیات کثیره. (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه، عثمان یحیی، 14جلد، دار احیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1994 م. ج6 ؛ ص393)]