خاصیت دو قدم

1 مرداد 1405 - خواندن 3 دقیقه - 3 بازدید



[محی الدین ابن عربی]

به واسطه ی دو قدم هم بی نیاز می کند و هم فقیر، و به آن دو می میراند و زنده می کند، و به آن دو:« خلق الزوجین الذکر و الانثی – نجم/45» و به آن دو ذلت و عزت می بخشد و می دهد و باز می دارد و زیان می رساند و سود می دهد، و اگر آن دو نبودند در عالم شرکت واقع نمی شد، زیرا هر دو قدم در حکم، در عالم اشتراک دارند.

زیرا احکام – مانند حدود – با تغییر موجب آنها تغییر می کند، پس محدود (حد خورنده ی شرعی) در افترا و تهمت به دروغ اگر کشته شود، به حدی حد می خورد که در آن مقاومی نیست، یعنی او را حد دیگری عهده دار می شود – بر عکس این حد – و تهمت زننده به عینه خودش قاتل می شود، پس حدود به سبب تغییر موجب آنها تغییر پیدا کرد، این را نیک بفهم! (1)

***

[یزدانپناه عسکری]

بی گناه حد گناهکار را می خورد.

(در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا/سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت – حافظ)

____________________

1 – فتوحات مکیه، شیخ محی الدین ابن عربی، ترجمه تعلیق محمد خواجوی- تهران: انتشارات مولی، 1383، جلد 12، صفحه 521

[فبالقدمین اغنی و افقر و بهما امات و احیا و بهما اهل و اقفر و بهما خلق الزوجین الذکر و الانثی و بهما اذل و اعز و اعطی و منع و اضر و نفع و لولاهما ما وقع شیء فی العالم مما وقع و لولاهما ما ظهر فی العالم شرک فان القدمین اشترکتا فی الحکم فی العالم فلکل واحده منهما دار تحکم فیها و اهل تحکم فیهم بما شاء الله من الحکم.

و قد اومانا الیه و الی تفاصیله* فان الاحکام کالحدود تتغیر بتغیر الموجب لها فالمحدود فی الافتراء یحد بحد لا یقام فیه اذا قتل بل یتولاه حد آخر خلاف هذا و المفتری هو القاتل عینه فتغیرت الحدود علیه لتغیر الموجب لها فافهم.

(محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه ، اربع مجلدات، 4جلد، دار الصادر - بیروت، چاپ: اول، جلد 3 ؛ صفحه 463)]

- * فتدلت الی الکرسی القدمان لما انقسمت فیه الکلمه الرحمانیه فان الکرسی نفسه به ظهرت قسمه الکلمه لانه الثانی بعد العرش المحیط من صور الاجسام الظاهره فی الجوهر الاصل و هما شکلان فی الجسم الکل الطبیعی فتدلت الیه القدمان فاستقرت کل قدم فی مکان لیس هو المکان الذی استقرت فیه الاخری و هو منتهی استقرارهما فسمی المکان الواحد جهنما و الآخر جنه (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه، اربع مجلدات، دار الصادر - بیروت، چاپ: اول، ؛ ج3 ؛ ص 462)