دولت سازی انقلاب اسلامی و ضرورت گذار از نظامات ملت پایه به نظامات امت محور
انقلاب اسلامی ایران را نمی توان صرفا یک تحول سیاسی در محدوده جغرافیای ایران تحلیل کرد. از نخستین روزهای پیروزی، این انقلاب با مفاهیمی چون امت اسلامی، حمایت از مستضعفان، نفی سلطه و همبستگی میان مسلمانان و آزادی خواهان جهان تعریف شد. به همین دلیل، هر مرحله از تکامل انقلاب اسلامی نیز باید متناسب با همین هویت فراملی تفسیر شود. اگر تشکیل نظام اسلامی، استقرار حاکمیت اسلامی و تثبیت ساختارهای سیاسی مراحل پیشین این مسیر تلقی شوند، امروز مسئله اصلی، «دولت سازی» است؛ مرحله ای که در آن، دولت اسلامی باید مجموعه ای از نظامات کارآمد، منسجم و پایدار را برای تحقق اهداف انقلاب طراحی و مستقر کند.
پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه دبیرکل و رزمندگان حزب الله لبنان نیز از همین منظر قابل تحلیل است. در این پیام، پیوند جمهوری اسلامی ایران با جبهه مقاومت به یک رابطه سیاسی یا امنیتی توصیف نمی شود و آن را در قالب یک سیاست راهبردی و مبتنی بر مسئولیت مشترک در برابر امت اسلامی و جریان مقاومت تبیین می شود. همچنین، مقاومت لبنان به عنوان الگویی الهام بخش برای ملت های آزاده معرفی شده و نقش مردم لبنان و جریان مقاومت در ارتقای عزت جهان اسلام مورد تاکید قرار گرفته است.
📷
همین گزاره ها، یک دلالت مهم در حوزه حکمرانی دارند؛ دلالتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اگر دامنه ماموریت های جمهوری اسلامی در برخی حوزه ها محدود به قلمرو سرزمینی ایران نیست و آثار و مسئولیت های آن در گستره امت اسلامی تعریف می شود، طراحی نظامات دولت اسلامی نیز نمی تواند صرفا بر مبنای الگوی دولت ملت کلاسیک انجام گیرد. به بیان دیگر، دولت سازی انقلاب اسلامی به ارتقای کارآمدی دستگاه های اجرایی کشور محدود نگشته و به معنای طراحی مجموعه ای از نظامات است که بتوانند ماموریت های انقلاب اسلامی را در مقیاس امت اسلامی نیز پشتیبانی کنند.
در ادبیات رایج حکمرانی، اغلب نظام های سیاسی بر پایه الگوی دولت ملت طراحی می شوند. در این الگو، جامعه هدف سیاست گذاری، شهروندان یک کشور، قلمرو اجرا، مرزهای سرزمینی و غایت سیاست ها، تامین منافع ملی است. این چارچوب، محصول تجربه تاریخی دولت مدرن در غرب است و طبعا با همان پیش فرض ها نیز شکل گرفته است. اما مبانی حکمرانی اسلامی، از آغاز بر مفهوم «امت» استوار بوده است. قرآن کریم، مسلمانان را یک امت معرفی می کند و بسیاری از احکام اجتماعی اسلام نیز بر همین بنیان استوار شده اند. بنابراین، امت در اندیشه اسلامی یک مفهوم فرهنگی یا اعتقادی نیست و به معنای دقیق تر ظرف تحقق بسیاری از کارکردهای اجتماعی، سیاسی و تمدنی اسلام محسوب می شود.
از این منظر، باید میان «امت محوری» و «نادیده گرفتن دولت ملی» تفاوت قائل شد. امت محوری به معنای حذف مرزهای سیاسی، تضعیف حاکمیت ملی یا بی اعتنایی به حقوق شهروندان نیست. دولت ملی همچنان واحد حقوقی و اجرایی اداره کشور باقی می ماند و مسئولیت نخست آن، تامین امنیت، رفاه و پیشرفت مردم ایران است. آنچه تغییر می کند، افق طراحی برخی نظامات است. در الگوی امت محور، بخشی از نظامات کشور به گونه ای طراحی می شوند که ضمن پاسخگویی به نیازهای داخلی، ظرفیت خدمت رسانی، همکاری و هم افزایی با سایر اجزای امت اسلامی را نیز داشته باشند.
در حقیقت، امت محوری یک اصل در طراحی نظامات است، نه جایگزینی برای دولت ملی. همان گونه که بسیاری از قدرت های بزرگ، برخی نظامات خود را از ابتدا با مقیاس منطقه ای یا جهانی طراحی می کنند، انقلاب اسلامی نیز متناسب با ماموریت تمدنی خود نیازمند نظاماتی است که از ابتدا قابلیت تعامل، اتصال و توسعه در مقیاس فراتر از مرزهای ایران را داشته باشند.
این ضرورت، بیش از هر زمان دیگری در مرحله دولت سازی آشکار می شود. تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که گسترش نفوذ گفتمانی انقلاب اسلامی، صرفا محصول فعالیت های سیاسی یا نظامی نبوده است و علاوه بر آن شبکه ای از تعاملات علمی، فرهنگی، اجتماعی، رسانه ای، اقتصادی و انسانی در شکل گیری آن نقش داشته اند. هر اندازه این تعاملات بر پایه نظامات پایدار و طراحی شده شکل بگیرند، استمرار و اثربخشی آنها نیز افزایش خواهد یافت.
دولت سازی را نباید صرفا معادل افزایش تعداد قوانین، سازمان ها یا ساختارهای اداری دانست. جوهره دولت سازی، طراحی قواعد، فرآیندها، نهادها و سازوکارهایی است که بتوانند ماموریت های کلان انقلاب را به عملکردهای روزمره تبدیل کنند. هرجا میان آرمان و سازوکار فاصله ایجاد شود، ظرفیت تحقق آرمان نیز کاهش می یابد. به همین دلیل، یکی از مهم ترین وظایف نظریه پردازان حکمرانی انقلاب اسلامی، طراحی نظاماتی است که میان مبانی اعتقادی انقلاب اسلامی و سازوکارهای اجرایی دولت پیوند برقرار کنند.
از این منظر، پیام رهبر انقلاب صرفا بیان حمایت از یک جریان مقاومت نیست و در حقیقت یادآور این حقیقت است که بخشی از ماموریت های جمهوری اسلامی در مقیاسی فراتر از جغرافیای ایران تعریف می شود. هنگامی که مقاومت به عنوان «پیامی الهام بخش برای ملت های آزاده جهان» معرفی می شود و سیاست جمهوری اسلامی در قبال آن، یک «سیاست راهبردی» توصیف می شود، این پیام در واقع افق طراحی نظامات دولت اسلامی را نیز ترسیم می کند؛ افقی که در آن، برخی نظامات باید بتوانند مخاطبانی فراتر از شهروندان ایرانی را نیز پوشش دهند.
بر این اساس، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا جمهوری اسلامی می تواند نقش فرامنطقه ای ایفا کند یا خیر؛ تجربه عملی چهار دهه گذشته به این پرسش پاسخ داده است. پرسش اصلی آن است که آیا نظامات دولت اسلامی متناسب با این نقش طراحی شده اند؟ اگر پاسخ منفی باشد، شکافی میان ماموریت های کلان انقلاب و ظرفیت های نهادی کشور شکل خواهد گرفت؛ شکافی که در بلندمدت، کارآمدی حکمرانی را تحت تاثیر قرار می دهد.
از همین نقطه، بحث «نظامات امت محور» آغاز می شود. امت محوری یک منطق طراحی در حکمرانی انقلاب اسلامی است؛ منطقی که می کوشد میان هویت امت گرای انقلاب اسلامی و ساختارهای اجرایی دولت، تناسب برقرار کند. بر اساس این منطق، برخی نظامات باید از ابتدا به گونه ای طراحی شوند که قابلیت اتصال، همکاری، هم افزایی و توسعه در سطح امت اسلامی را داشته باشند، بی آنکه وظایف ملی و مسئولیت های داخلی دولت تضعیف شود.
نظامات امت محور؛ ترجمه نهادی ماموریت تمدنی انقلاب اسلامی
اگر امت محوری صرفا در سطح شعار باقی بماند، تاثیری در کیفیت حکمرانی نخواهد داشت. ارزش این مفهوم زمانی آشکار می شود که به «منطق طراحی نظامات» تبدیل شود؛ یعنی از همان مرحله سیاست گذاری، ساختارها، قوانین، نهادها، فرآیندها و سازوکارهای اجرایی به گونه ای طراحی شوند که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای ملی، امکان تعامل پایدار با ظرفیت های جهان اسلام و جبهه مقاومت را نیز فراهم آورند. در چنین نگاهی، امت اسلامی یکی از حوزه های ماموریتی برخی نظامات دولت اسلامی محسوب می شود و نه یک مخاطب ثانویه یا مقطعی.
این رویکرد البته به معنای یکسان بودن همه نظامات نیست. بسیاری از نظامات، ماهیتی کاملا ملی دارند و باید نیز چنین باشند؛ اما برخی نظامات به دلیل ماهیت ماموریت خود، ظرفیت امت محور شدن را دارند. در ادامه به پنج نمونه از مهم ترین آنها به عنوان مثالی جهت تبیین دقیق تر بحث پرداخته می شود:
۱. نظام تبلیغی ترویجی گفتمان انقلاب اسلامی؛ از ارتباطات داخلی تا شبکه سازی تمدنی
گفتمان انقلاب اسلامی از آغاز بر مفاهیمی چون استقلال، عدالت، کرامت انسان، مقابله با سلطه، حمایت از مظلومان و احیای هویت اسلامی استوار بوده است. این مفاهیم، محدود به جامعه ایران نیستند و مخاطبانی در سراسر جهان اسلام و حتی میان بسیاری از ملت های آزادی خواه دارند. از همین رو، نظام تبلیغی و ترویجی دولت اسلامی نباید صرفا برای اقناع افکار عمومی داخلی طراحی شود.
الگوی امت محور اقتضا می کند این نظام دارای ساختارهایی برای تولید محتوای چندزبانه، تربیت مبلغان بین المللی، توسعه رسانه های فرامرزی، بهره گیری از فناوری های نوین ارتباطی، ایجاد شبکه های نخبگانی میان اندیشمندان جهان اسلام و پشتیبانی از تولیدات علمی و فرهنگی مشترک باشد. در این چارچوب، مخاطب علاوه بر شهروند ایرانی، پژوهشگر اندونزیایی، دانشجوی نیجریه ای، فعال رسانه ای لبنانی یا اندیشمند آمریکای لاتین نیز می باشد.
پیام رهبر انقلاب نیز هنگامی که مقاومت لبنان را «پیامی الهام بخش برای ملت های آزاده جهان» معرفی می کند، در واقع به همین ظرفیت گفتمانی اشاره دارد؛ ظرفیتی که بدون یک نظام ارتباطی و تبلیغی فراملی، قابلیت نهادینه شدن نخواهد داشت.
۲. نظام بانکداری و پولی امت محور؛ زیرساخت اقتصادی همگرایی اسلامی
تجربه سال های اخیر نشان داده است که وابستگی نظام مالی بین المللی به ارزهای مسلط، یکی از ابزارهای اصلی اعمال فشار سیاسی و اقتصادی است. اگر همکاری اقتصادی میان کشورهای اسلامی و متحدان منطقه ای به یک راهبرد پایدار تبدیل شود، نظام پولی نیز باید متناسب با آن بازطراحی گردد.
منظور از نظام بانکداری امت محور، الزاما ایجاد یک ارز واحد در کوتاه مدت نیست؛ بلکه طراحی مجموعه ای از زیرساخت های مالی مشترک است که امکان تسویه مبادلات با ارزهای ملی، ایجاد اتاق های پایاپای منطقه ای، توسعه بانک های مشترک، طراحی ابزارهای مالی اسلامی، استفاده از فناوری های مالی نوین و حرکت تدریجی به سمت واحدهای پولی مشترک در پیمان های منطقه ای را فراهم سازد.
در این الگو، بانکداری صرفا یک خدمت داخلی نیست، و می تواند و باید ابزاری برای افزایش تاب آوری اقتصادی جهان اسلام و کاهش هزینه های مبادلات میان کشورهای همسو محسوب می شود. چنین رویکردی می تواند همکاری های اقتصادی را از سطح توافقات سیاسی به سطح زیرساخت های پایدار ارتقا دهد.
۳. نظام تربیتی و آموزش عالی؛ تربیت سرمایه انسانی تمدن اسلامی
هیچ تمدنی بدون تربیت نخبگان خود شکل نمی گیرد. اگر انقلاب اسلامی خود را دارای ماموریت تمدنی می داند، دانشگاه های آن نیز نمی توانند صرفا برای پاسخگویی به بازار کار داخلی برنامه ریزی شوند.
الگوی امت محور در آموزش عالی، مستلزم تبدیل ایران به یکی از کانون های علمی جهان اسلام است. این هدف از طریق جذب گسترده دانشجویان و پژوهشگران کشورهای اسلامی، ایجاد دانشگاه های مشترک، توسعه دوره های چندزبانه، حمایت از پایان نامه های مسئله محور جهان اسلام، شبکه سازی میان استادان، تاسیس آزمایشگاه های تحقیقاتی مشترک و طراحی برنامه های تبادل علمی امکان پذیر خواهد بود.
در چنین الگویی، فارغ التحصیل خارجی سفیر علمی و فرهنگی شبکه ای است که می تواند در آینده، حلقه ای از سرمایه اجتماعی و علمی میان ایران و سایر کشورهای اسلامی ایجاد کند. تجربه بسیاری از قدرت های علمی جهان نشان می دهد که آموزش عالی، یکی از موثرترین ابزارهای نفوذ نرم و تولید سرمایه راهبردی است.
۴. نظام فرهنگی؛ شکل دهی به سرمایه اجتماعی جهان اسلام
فرهنگ، مهم ترین عنصر پیونددهنده جوامع است. هر اندازه اشتراکات فرهنگی میان ملت ها تقویت شود، همکاری های سیاسی، اقتصادی و امنیتی نیز پایدارتر خواهد شد. از این رو، نظام فرهنگی دولت اسلامی باید فراتر از سیاست های فرهنگی داخلی طراحی شود.
در الگوی امت محور، توسعه صنعت ترجمه، تولید آثار مشترک سینمایی و هنری، برگزاری جشنواره های بین المللی، حمایت از تبادل نخبگان فرهنگی، گسترش دیپلماسی عمومی، ایجاد شبکه های هنری و رسانه ای میان کشورهای اسلامی و سرمایه گذاری بر میراث مشترک تمدنی، اجزای اصلی این نظام را تشکیل می دهند.
هدف چنین نظامی، حذف تنوع فرهنگی نیست؛ این نظام در پی تقویت عناصر مشترکی است که هویت تمدنی جهان اسلام را شکل می دهند. هرچه این اشتراکات عمیق تر شود، ظرفیت امت اسلامی برای مواجهه با چالش های مشترک نیز افزایش خواهد یافت.
۵. نظام امنیتی؛ امنیت به مثابه مسئولیت مشترک
امنیت در اندیشه اسلامی صرفا حفظ مرزهای جغرافیایی نیست؛ امنیت انسان، جامعه، هویت، استقلال و کرامت نیز بخشی از مفهوم امنیت به شمار می آید. بر همین اساس، اگر تهدیدها فراملی شده اند، همکاری های امنیتی نیز نمی تواند صرفا در چارچوب مرزهای ملی تعریف شود.
الگوی امت محور در نظام امنیتی، بر توسعه همکاری های اطلاعاتی، مبارزه مشترک با تروریسم، مقابله با جنگ های شناختی، حفاظت از زیرساخت های سایبری، تبادل تجربیات دفاعی، آموزش های مشترک و تقویت سازوکارهای هماهنگی میان اعضای جبهه مقاومت استوار است.
آنچه در پیام رهبر انقلاب درباره حمایت راهبردی جمهوری اسلامی از مقاومت و تاکید بر عزت جهان اسلام مشاهده می شود، بیانگر آن است که امنیت در این نگاه، علاوه بر امنیت یک کشور، امنیت شبکه ای از جوامع همسو تلقی می شود.
جمع بندی؛ دولت سازی بدون طراحی نظامات تمدن پایه ممکن نیست.
مرحله دولت سازی انقلاب اسلامی، بیش از هر چیز، مرحله طراحی نظامات است. تجربه تاریخی نشان داده است که آرمان ها زمانی ماندگار می شوند که به نهاد، قانون، فرآیند و سازوکار اجرایی تبدیل شوند. از این منظر، مسئله اصلی دیگر صرفا «چه باید کرد» نیست و در معنای کامل تر آن «نظامات تحقق آن چگونه باید طراحی شوند» است.
الگوی امت محور، پیشنهادی برای جایگزینی دولت ملی یا نادیده گرفتن منافع ایران نیست؛ کوششی برای ایجاد تناسب میان هویت انقلاب اسلامی و معماری حکمرانی آن است. انقلابی که از آغاز، خود را مخاطب امت اسلامی و ملت های آزادی خواه معرفی کرده است، در مرحله دولت سازی نیز ناگزیر است همه یا حداقل بخشی از نظامات خود را با همین افق طراحی کند.
از این رو، بحث امت محوری را باید از سطح ادبیات سیاسی به سطح طراحی نهادی ارتقا داد. آینده حکمرانی انقلاب اسلامی، بیش از آنکه به تولید شعارهای جدید وابسته باشد، به توانایی آن در خلق نظامات کارآمد، پایدار و متناسب با ماموریت تمدنی خود وابسته است. هر اندازه این نظامات با واقعیت های جهان اسلام، ظرفیت های همکاری منطقه ای و الزامات حکمرانی نوین هماهنگ تر طراحی شوند، امکان تحقق اهداف کلان انقلاب اسلامی نیز افزایش خواهد یافت. در چنین افقی، دولت سازی علاوه بر آنکه تکمیل ساختارهای اداری کشور است، آغاز معماری نهادی تمدنی است که می کوشد میان مسئولیت ملی جمهوری اسلامی و افق امت اسلامی، پیوندی پایدار و کارآمد برقرار سازد.