یادداشت از نخل تا نوا؛ جستجوی تصویر گم شده عاشورا در ادبیات آیینی ایران

1 تیر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 11 بازدید


عاشورا همواره بزرگ ترین حماسه حضور بوده است؛ حضور در سوگ، حضور در آئین، حضور در کلمه. اما پرسش اینجاست: کدام تصویر از این واقعه عظیم در انبوه روایت ها، نوحه ها، مرثیه ها و پژوهش های ادبی ما گم شده است؟ بررسی آیین های سوگواری از نخل برداری یزد تا ملایه خوانی زنان عرب خوزستان، و نیز واکاوی آثار مکتوبی چون «حماسه حسینی»، «فتح خون»، «کآشوب» و «نامیرا» نشان می دهد که ادبیات آیینی ما دچار شکافی عمیق میان سنت شفاهی هیئتی و پژوهش تاریخی نخبگانی است. از یک سو، مواجه ایم با اشعار شفاهی و مرثیه های محلی ای که سینه به سینه منتقل شده اند؛ از چاووش خوانی آران و بیدگل تا شاخسی-واخسی تبریز و سینه زنی بوشهر. از سوی دیگر، آثاری تحلیلی و مستند که می کوشند تحریفات تاریخی را بزدایند و عاشورا را نه صرفا حادثه ای سوگ محور، بلکه الگویی برای مقاومت، عدالت خواهی و سبک زندگی معرفی کنند. با این حال، آنچه در این میان مغفول مانده، روایت های انسانی، زمینی و زنانه از عاشوراست؛ همان چیزی که مجموعه «کآشوب» در چهار جلد کوشیده تا از زبان مردم عادی استان های مختلف بازگو کند. شخصیت هایی مثل «شماس شامی» (خدمتکار مسیحی) یا آیین هایی چون «عروسی قاسم» در خوزستان، نشان از حرکت به سوی تنوع شخصیت پردازی دارد، اما هنوز تا تبدیل شدن به جریان غالب فاصله بسیار است.

اما شاید مهم ترین خلا، در استان خوزستان خودنمایی می کند؛ جایی که آیین های غنی چون چلاب زنی، لطمه، فزاعیه، یزله، رجالیه، هوسه و عرس القاسم، عمدتا به صورت شفاهی و وابسته به سنت قبیله ای باقی مانده اند. در حالی که مردان خوزستان آثاری چون «نامیرا» و «شماس شامی» را تجربه کرده اند، ادبیات زنانه عاشورایی – با محوریت «ملایه» (مداح زن عرب) و سبک های خاص سینه زنی زنان – نه تنها ثبت و ضبط نشده، بلکه در معرض فراموشی تدریجی است. شخصیت هایی مانند حضرت رقیه (دختر سه ساله امام حسین)، وهب نصرانی، یا حتی آیین های مرتبط با آب و تشنگی در خوزستان، کمتر از آنچه سزاوار است مورد توجه قرار گرفته اند. کتاب «اولین گفتنی های عاشورا برای من» برای کودکان سراسر ایران منتشر شده، اما برای نوجوان عرب خوزستانی هنوز اثری به زبان عربی-فارسی و با تصاویر بومی وجود ندارد. این یعنی گنجینه ای عظیم از حافظه جمعی، آئین های شفاهی و تجربه زیسته زنان و مردان عرب، همچنان در حاشیه پژوهش های دانشگاهی و تولیدات ادبی رسمی باقی مانده است. موانعی چون غلبه ادبیات شفاهی بر مکتوب، ضعف پژوهش های میان رشته ای، تمرکز رسانه ها بر چند قطب مشهور (یزد، زنجان، بوشهر) و نبود نظام منسجم نشر و ترجمه، باعث شده که نوآوری های محلی – از «شیدونه» در دزفول گرفته تا «واحد» در بوشهر – در انبوه آثار تکراری گم شوند.

با این حال، نویدبخش آنکه نسل جدید شاعران و نویسندگان به سوی ملموس تر کردن عاشورا، پیوند آن با مسائل روزمره، عدالت، تربیت و مقاومت گام برداشته اند. اگر می خواهید بدانید چرا آیین «طوق بندان» شاهرود هنوز ملی نشده، چرا «ملایه خوانی» زنان عرب ثبت و ضبط نمی شود، و چرا شخصیت حضرت رقیه در ادبیات آیینی ما گم شده است، پاسخ ها را در پژوهش های میدانی و آثار داستانی تازه ای جستجو کنید که به دنبال روایت نادیده های عاشورا هستند. کتاب هایی چون «حماسه حسینی» مطهری، «فتح خون» آوینی، «کآشوب»، «نامیرا»، «پس از بیست سال» و «سقای آب و ادب» دروازه هایی به سوی این جهان ناشناخته اند. باشد که با خواندن آنها، بتوانیم یک بار دیگر از نخل برداری یزد تا ملایه خوانی زنان عرب، آن تصویر گم شده عاشورا را که همانا حضور زنده، انسانی و مقاومت آفرین حسین بن علی(ع) در متن زندگی امروز ماست، بازبیابیم.